فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩ - مناظره اشعرى با استاد معتزلى خود، جبّائى
به دست آورده است و تو داراى چنين اطاعتى نبوده اى.
اشعرى: او نيز مى گويد: من تقصيرى نداشتم، زيرا اگر نعمت حيات را برايم طولانى مى كردى، من نيز به اين مقامات مى رسيدم.
ابوعلى: خدا در پاسخ مى گويد: اگر نعمت حيات را در حق تو ادامه ميدادم، چه بسا عصيان مى كردى، و شايسته عذاب دردناك مى شدى، من حال تو را رعايت كردم و تو را در كودكى به جهان ديگر منتقل كردم.
اشعرى: پس، آن برادر كافر مى تواند به خدا اعتراض كند و بگويد اى خداى جهانيان، تو كه مى دانستى من در زندگى دچار گناه و نافرمانى خواهم بود، چرا حال مرا رعايت نكردى و مرا در دوران كودكى به آن جهان منتقل نساختى؟
ابوعلى: تو ديوانه هستى.
اشعرى: خير من ديوانه نيستم،بلكه متأسفانه خر شيخ در گل مانده است[١](١).
در باره اين مناظره، نكاتى را ياد آور مى شويم:
١ ـ آنچه عقل و خرد بر آن حكم مى كند، اين است كه فعل خدا بايد پيراسته از لغو و عبث باشد، و هرگز نمى توان گفت، كارهاى خدا بيهوده و حتى پائين تر از كارهاى كودكانه است كه آنان نيز براى خود اغراض كودكانه اى دارند. قرآن ميفرمايد:
((أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لاَتُرْجَعُونَ))(مؤمنون/١١٥).
آيا مى انديشيد كه شما را بيهوده آفريديم و شما به سوى ما باز نمى گرديد؟
[١] وفيات الأعيان، ج ٤، ص ٢٦٧ ـ ٢٦٨، شماره ترجمه ٦٠٧، طبقات الشافعيه، نگارش سبكى ج ٢، ص ٢٥٠ ـ ٢٥١، روضات الجنات ج ٥، ص ٢٠٩ .