فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٧ - تحليل استدلالهاى اشاعره
تفسير شود كه با خالقيت واراده ظلى انسان كه ملاك مسئوليت او است، سازگار باشد.
٤ـ در قلمرو سلطنت خدا، چيزى كه متعلق اراده او نباشد، تحقق نميپذيرد، زيرا اگر تحقق پذيرد يكى از دو نتيجه را به دنبال دارد:
يا خدا از صدور آن، غافل ونا آگاه بوده ويا در برابر آن ضعيف وناتوان بوده است، تا آنجا كه چيزى را كه نمى خواسته، تحقق پذيرفته است; وساحت قدس خدا از هر دو پيراسته است[١].
٥ـ هر گاه چيزى را كه خدا نمى خواهد تحقق پذيرد، پس خدا هستى آن چيز را دوست ندارد، اگر هستى آن را دوست ندارد، پس تحقق آن را نمى پذيرد، واگر با اين شرائط تحقق پذيرد، نشانه ضعف ومقهوريت خدا خواهد بود[٢] .
پاسخ:
ضعف وناتوانى هر دو استدلال روشن است، زيرا مقصود مخالف از اينكه اراده او بر تحقق افعال انسان تعلق نگرفته، اين نيست كه اراده او بر نبود آنها تعلق گرفته، تا صدور فعل از انسان، نشانه سهو ويا عجز او باشد، بلكه مقصود اين است كه او نسبت به افعال انسان نظر خاصى ندارد، وبه اصطلاح«غير مريد» است نه«مريد عدم».
پس از اشعرى، پيروان مكتب او مانند رازى در محصل، وعضد الدين ايجى در مواقف، چيزى بر گفتار شيخ اشعرى نيفزودند وعموميت خالقيت را نشانه گسترش اراده او دانستند[٣].
[١] اللمع، ص٤٩.
[٢] اللمع، ص٤٩.
[٣] تلخيص المحصل، ص٣٣٤. شرح مواقف، ج٨، ص١٧٤.