فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧ - پيشگفتار
در اين نبرد، همگى ديديم دولتى كه متجاوز از هفتاد سال، حرمين شريفين را به اشغال خود دارد واستعانت از رسول خدا را شرك مى داند، چگونه هويت واقعى خود را نشان داد، ووابستگى عميق خود را به ابرقدرتهاى كافر بر ملا ساخت! از كشورهائى كه پرچمدار كفر وشرك والحادند، استعانت جست، وهمه را در آغوش خود پذيرفت وبراى اولين بار در اين سرزمين مقدس سفره هاى شراب وقمار، وديگر مظاهر فساد را گستراند، وچگونه كلام پيامبر گرامى را زير پا نهاد؟
پيامبر فرمود:
«اُخْرِجُوا اليَّهُودَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ لايَجْتَمِعُ دينانِ فِى جَزيرةِ الْعَرَبِ»[١].
«يهود را از سرزمين عربستان بيرون برانيد، در اين سرزمين نبايد دو آيين حكومت كند».
همه اين شرايط ايجاب مى كند كه نويسندگان اسلامى در كارهاى علمى وتحقيقى وخصوصاً در نگارش تاريخ عقايد و(ملل ونحل) مسامحه نكنند، وبدون مدرك صحيح وقطعى، همكيشان خود را به عقايد نادرست متهم نسازند، واز تعبيرات زننده وكلمات ركيك كه حاكى از حكومت تعصب بر نويسنده است، خوددارى ورزند، وبا ارائه يك رشته عقايد صحيح از هر گروه، وسائل تقريب آنها را فراهم سازند. وبا تحليل نقاط ديگرى كه مورد تصويب نويسنده نيست، به صاحبان آنها مهلت انديشيدن وبازنگرى در عقايد خود بدهند، تا قدرتهاى متشتت و مختلف به نقطه واحدى متوجه گردند.
ما در اين قسمت به فضل الهى، به تبيين عقائد يكى از بزرگترين پيشوايان اهل سنت يعنى شيخ ابوالحسن اشعرى(٢٦٠ـ٣٢٤) پرداخته وانديشه هاى او را از دو كتاب وى به نامهاى «الابانه» و «اللمع» گرفته ايم ودر تأئيد، آنها مطالبى هم از
[١] تفسير برهان، ج ١، ص٤٢٠.