فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٥ - اشاعره در كشاكش تشبيه و تعقيد
«هرگز از پيامبر نقل نشده است كه او مردم را از ايمان به آنچه كه از ظاهر قرآن بر مى آيد، باز دارد; از ظاهر قرآن بر مى آيد كه خدا در قسمت بالاى جهان قرار دارد وداراى دو دست وامثال اينهاست، وهرگز براى اين صفات معناى ديگرى جز آنچه كه از ظاهر آنها بر مى آيد، نقل نشده است. در محضر پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ، عالم وجاهل، تيز هوش وكند ذهن، عرب بيابان گرد و شهرنشين، حاضر مى شدند واين آيات را مى شنيدند وهرگز پيامبر، چيزى نميگفتكه اين آيات را از ظواهر آنها منصرف سازد. وقتى كنيزى در محضرش حاضر شد، به او گفت:خدا كجاست؟ كنيز پاسخ داد: در آسمان است. حضرت چيزى در پاسخنگفت، بلكه پاسخ او را پسنديد وفرمان داد كه او را آزاد كنند كه او فرد با ايمانى است.
قرطبى در تفسير آيه ((ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى العَرْشِ))(اعراف/٥٤) مى نويسد:
«گذشتگان، هرگز از خدا، جهت وسمت را نفى نمى كردند و در اين باره سخن نمى گفتند، بلكه براى او جهت ثابت مى كردند، همچنان كه كتاب او و رسولان او خبر داده اند و هرگز ديده نشده است كه يك نفر از سلف، استقرار خدا بر عرشش به صورت حقيقى را انكار كند، چيزى كه هست، كيفيت استواء و استقرار براى آنان، مجهول و مبهم است، زيرا حقيقت او را كسى نمى داند[١].
گويندگان اين كلمات كه همگى از مشايخ حديث اند و اشعرى نيز همان عقيده را احياء مى كند، در كشاكش تشبيه وتعقيد گرفتار آمده اند، زيرا حفظ ظواهر با كيفيت، تجسيم است وحذف كيفيت جز تعقيد وابهام گويى نتيجه اى ندارد.
[١] براى مصادر اين جمله ها كه از شخصيت هاى اهل حديث نقل كرديم، به كتاب «علاقة الاثبات والتفويض»، ص ٤١ ـ ٤٨ ـ ٦٨ ـ ١١٥، مراجعه كنيد.