فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٧ - دلائل نقلى اشاعره بر جواز رؤيت
آيات قرآن و اشعار عرب شاهد و گواهى آوردهاند، در حالى كه پافشارى بر اين نقطه، چندان مهم نيست، حتى شما اگر اين مطلب را مسلم بگيريد كه «ناظرة» به معنى «نگاه كننده» است، باز هم چنين نگاهى مساوى با ديدن خدا نيست.
اصولا كلمه ديدن و نگريستن با توجه به قرائن موجود در كلام، معانى متفاوتى به خود مى گيرد، مثلاً اگر بگوييم دوست من، از خيابان عبور مى كرد و من مدتها به او مى نگريستم و او را مى ديدم، طبعا در اينجا ديدن و نگريستن به معنى رؤيت جسمانى است، اما اگر بگوئيم فلانى كارمند دولت يا كارگر فلان كارفرماست وپيوسته به بالاتر از خود مى نگرد، طبعا در اينجا نگريستن به معنى رؤيت نيست، بلكه مقصود اين است كه او در كار خود مستقل نيست، و تابع دستور مقام بالا است و يا كيفيت زندگى او به دولت يا كارفرما بستگى دارد كه مشكلات او را رفع كند. در زبان عرب شاعرى چنين مى گويد:
وجـوه ناظرات يـوم بــدر *** الـى الرحمـن يأتـى بالفـلاح
چهره هايى كه در جنگ بدر به خداى بخشنده مى نگريستند، تا پيروزى و كاميابى را به آنان بدهد.نظر در اين شعر همان نظر به رحمت و لطف حق است كه نتيجه آن انتظار فضل او مى باشد.
شاعر ديگر مى گويد:
انى اليك لما وعدت لناظر *** نظر الفقير إلى الغنى الموسر
من به آنچه كه وعده كرده ايد مى نگرم، بسان نگاه فقير به دست ثروتمندتوانگر.
خلاصه، اصرار بر اين معنا كه آيا «ناظرة» به معنى بيننده است يا به معنى منتظر، بسيار بيجاست، زيرا مشكل مسأله را چيز ديگرى حل مى كند و ما شك