فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٤ - مجوز رؤيت، وجود است، نه حدوث!!
است حدوث، براى رؤيت، شرط لازم باشد، ولى شرط كافى نباشد; و عدم رؤيت برخى از حوادث، مانند انديشه هاى ذهنى و مجردات عقلى به خاطر اين است كه شرائط ديگر رؤيت مانند مادى بودن، جهت داشتن و مكان گرفتن، در آنها نيست.
و نيز رؤيت ملازم با تشبيه و تجسيم است، زيرا شرئط لازم براى رؤيت در گذشته بيان شد و مهمترين آنها، مسأله مقابله است، اين شرط، مستلزم آن است كه خدا در نقطه اى به صورت محاط وجود داشته باشد تا نورى از وجود آن برخاسته وارد پرده شبكيه گردد، و با به اصطلاح برخى از قدما، نورى از چشم به صورت مخروطى كه رأس آن در چشم و قاعده آن در مرئى است، بر خدا احاطه كند تا رؤيت مقدور گردد، انكار چنين شرائطى در رؤيت مطلق و يا در رؤيت هاى اخروى، انكار بديهيات است و به عبارت ديگر انكار اصل رؤيت است.
٢ ـ مجوّز رؤيت، وجود است نه حدوث.
براى تحقق رؤيت در جواهر و اعراض، شرط مشتركى لازم است و آن يا وجود است و يا حدوث. هرگز دومى را نمى توان علت پنداشت، زيرا حدوث، يك مفهوم عدمى است(پديد آمدن چيزى كه وجود نداشته)، طبعا بايد وجه مشترك، همان هستى باشد و آن نيز بين واجب و ممكن يكسان است. بنابر اين، خداوند را نيز مانند هر موجود ديگرى مى توان ديد.
پاسخ:
اين برهان، به قدرى بى مايه وبى ارزش است كه محققان اشاعره[١] نيز به نقد
[١] مانند فخر رازى در تلخيص المحصل، ص٣١٧ـ و سيف الدين آمدى در غاية المرام، ص١٦٠ـ و قوشچى در شرح تجريد، ص٤٣١و ...