فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦ - ابو موسى اشعرى، نياى ابو الحسن اشعرى
مى گويند: به هنگام نزول اين آيه، عمر بن خطاب به پيامبر گفت: اين گروهِ مورد علاقه خدا، من واقوام من هستيم؟ پيامبر در پاسخ گفت: مقصود «ابوموسى» واقوام او هستند[١].
ولى اين نقل از جهاتى مخدوش ونادرست است زيرا:
اولا: دربرابر اين حديث، احاديث ديگرى است كه حافظان حديث آنها را نقل كرده ومى گويند:
مقصود از آيه، على وياران او هستند، آنگاه كه با ناكثان وقاسطان ومارقان به جنگ ونبرد بر مى خيزند[٢].
ثانيا: گروهى از روايات، آن را به «ايرانيان» تفسير كرده ومى گويند: وقتى از پيامبر درباره تفسير اين آيه سئوال شد، دست بر شانه سلمان زد وگفت: مقصود اين مرد وبستگان او هستند، آنگاه افزود: اگر علم در ستاره كيوان باشد، مردانى از ايران بر آن دست مى يابند[٣].
ثالثا: برخى از روايات آن را به جهاد با مرتدان پس از رسول خدا تفسير ميكند، ودر اين جهاد غالب مسلمانان شركت كرده واين كار، اختصاصى به ابوموسى يا بستگان او نداشته است.
بلكه حق اين است كه اين آيه از يك قانون كلى گزارش مى دهد و آن اينكه دين خدا پيوسته در حال پيشرفت است و اگر گروهى سهل انگارى كردند و كنار
[١] طبقات ابن سعد، ج ٤، ص ١٠٧ ـ در منثور، ج ٢، ص ٢٩٢ .
[٢] تفسير ثعلبى، به نقل «العمدة»، نوشته ابن بطريق، ص ٢٨٨، مفاتيح الغيب، ج ٣، ص ٤٢٧، طبع مصر، تفسير نيشابورى در حاشيه طبرى، ج ٣، ص ١٦٥، وبحر محيط، نگارش ابوحيان اندلسى، ج ٣، ص ٥١١ .
[٣] تفسير رازى و تفسير نيشابورى .