عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٨٣
درس سيزدهم: عدل الهى و مسئله مرگ: مقدمه از مسائلى كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته، انديشه پايان يافتن زندگى يعنى مرگ است. مرگ از قوانين فراگير جهان هستى است كه همه انسانها طعم آنرا خواهند چشيد. از مرگ گريزى نيست. با مرگ، زندگى دنيايى به پايان مىرسد و بر همه مسئوليتها، تلاشها، آرزوها و هدفهاى دنيايى انسان، خط پايان كشيده مىشود.
از اين رو، بسيارى از مكاتب و انديشهمندان كوشيدهاند تا اين غامضترين پديده هستى را راز بگشايند؛ اما نتوانستهاند. در اين ميان، سرانگشتان تواناى دين، پرده از چهره پنهان مرگ برداشته، آن را جدايى روح از بدن و انتقال يافتنش به جهان ديگر خوانده است. پاسخهاى توضيحى دين درباره پيچيدگيهاى مسئله مرگ، در علم كلام و مباحث مربوط به معاد مطرح مىشود. از آنجا كه دسته كوچكى از سوالات مرگ مربوط به عدل الهى است، سعى مىكنيم به آنها در اين درس پاسخ گوييم.
بيان شبهه خداوند بشر را آفريد و او را در دنيا سكنى داد تا از دوران حيات خود بهره برده، با آرامش زندگى كند. انسان را گرامى داشت و بر بسيارى از آفريدگان برترى داد. «١» سپس هر آنچه را در آسمان و زمين خلق كرده، مسخر انسان ساخت تا از آن استفاده كند. «٢» با اين وصف، اين سوال به ذهن مىآيد كه چرا خداى بزرگ انسان را به كام مرگ مىفرستد؟ آيا صحيح است انسان خلق شود، بر