عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٣٠
- ضعف و ناتوانى: گاه چون ظالم نمىتواند به مقصود خود برسد و در برابر فقدان چيزى خويشتندار نيست، دست به ظلم مىزند تا ضعف خود را جبران كند.
- انتقام جويى و كينه توزى: گاه انسان در برابر ستمى كه به او مىشود، چندين برابر تلافى مىكند و اين ريشه بسيارى از ظلمهاست.
- حسد: حسود كه از كمبودهايى رنج مىبرد و نمىتواند ديگران را غرق نعمت ببيند، به مبارزه با آنان برمىخيزد، تا با ظلم و ستم، نعمت را از آنان سلب كند.
- لهو و لعب: گاهى ظالم قصد خوشگذرانى و افراط در تفريح دارد و براى رسيدن به لذتهاى خود، به ديگران ظلم مىكند.
خداوند متعال كمال مطلق است و هيچ گونه ضعف و كاستى در او راه ندارد. پس چگونه ممكن است نيازمندى، جهل و نادانى، هواپرستى، ضعف و ناتوانى، انتقام جويى و كينه، حسد، لهو و لعب، كه جملگى نقص وجودى و علت ظلم هستند، از ذات اقدس اله، كه كمال مطلق است سر بزند؟! ٢. حكمت الهى: حكمت الهى در خلق جهان، به معناى آن است كه خداوند براى جهان هستى، غايت و هدفى در نظر گرفته است. در فرهنگ اسلامى والاترين هدف از خلقت، رسيدن به كمال و قرب الهى است. حال با در نظر گرفتن اين هدف متعالى، مىگوييم حكمت الهى اقتضا مىكند كه خداوند در امر تكوين، تشريع، و پاداش و كيفر عادل باشد.
توضيح اينكه نظام آفرينش، نيكوترين نظام ممكن است و هر موجودى كه اراده الهى به ايجاد آن تعلق مىگيرد، بيشترين خير و كمال در خلقت او لحاظ مىشود. لازمه حكمت الهى، هدفمند بودن موجودات در آفرينش است. به همين منظور هر موجودى كه خلق مىشود، هر آنچه را براى كمال خود نياز دارد در حد استحقاق و شايستگى اش، دارا مىشود. اين امر به معناى عدل الهى در نظام تكوين است. همچنين صفت حكمت براى خداوند، مستلزم آن است كه عدل در تشريع نيز وجود داشته باشد. عدل در نظام تشريع به معناى وضع قوانين صحيح در جهت رشد و تعالى انسان است. چنانچه عدل در تشريع نباشد، هدف از آفرينش انسان مفقود مىشود و اين خلاف حكمت الهى است. خداوند تعاليم دينى را به گونهاى وضع مىنمايد كه متناسب با تواناييهاى مكلفين باشد و آنان را در مسير رشد و تعالى قرار دهد. سرانجام، حكمت الهى اقتضا دارد كه پاداش و كيفر بندگان نيز بر اساس عدل باشد. پس هركس در راه هدف نهايى آفرينش گام نهاد، پاداش مىگيرد و هركس از مسير رشد و تعالى دور ماند، مجازات مىشود.