عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٧٨
اگر حرارت درون زمين علت آن باشد، اين حرارت باعث ايجاد منابع نفتى، گازى، زغال سنگ و بسيارى از معادن ذى قيمت مىشود. اگر هم جزر و مد حاصل از جاذبه نور ماه علت آن باشد، اين جزر و مد پديدهاى حياتى براى زنده نگاهداشتن درياها و موجودات درون آن، آبيارى سواحل خشك، تامين آب شيرين و كسب درآمد انسان از طريق كشتى رانى است. با توجه به آنچه بيان شد، ديگر نمىتوان پديدههايى از قبيل طوفان، زلزله و غيره را بلا ناميد. حاصل آنكه آنچه مربوط به فعل خداى تعالى مىشود، از سر حكمت و مصلحت و خير كثير در آن است، اگر چه با اندكى تألم براى تعداد محدودى از انسانها همراه است. امام حسن عسكرى (ع) مىفرمايد:
ما مِن بَليَّةٍ الّا وَ لِلّهِ فيها نِعمَهٌ تُحيطُ بِها. «١» هيچ بلايى نيست مگر آنكه خداوند در نهاد آن خيرى نهاده كه آن را فرا مىگيرد.
يك سوال:
در اينجا شايد اين سوال پيش آيد كه آيا خداوند نمىتوانست پديدهها را به گونهاى بيافريند كه ضمن حفظ منافع خير، هيچ جنبه تخريبى نداشته باشد؟ اگر طوفان كه از نسيم به وجود مىآيد، ويران كننده نبود، يا از فعل و انفعالات زمين زلزلهاى به وجود نمىآمد، بهتر نبود؟
پاسخ اول:
در پاسخ بايد بگوييم: چنان كه پيش از اين گذشت، جهان هستى از قوانين ثابت و منسجم نظام علّى و معلولى قوام يافته است. از اين رو، هر ماده خاصيت و اثرگذارى خود را دارد و چنانچه قرار شود در جايى اثرگذار باشد و در جاى ديگر نباشد، در واقع نظام عالم بر هم مىخورد. بديهى است كه مفاسد برهم خوردن نظام عالم به مراتب بيشتر از آن است كه عالم نظم داشته باشد ولو با اندكى مصيبت براى تعداد اندكى موجودات.
خلاصه اين پاسخ آن است كه مصائب و بلايايى كه به دست خود انسان پيش مىآيند، لازمه مختار بودن انسان اند كه مقتضاى حكمت الهى است و در عين حال، مصالح زندگى اجتماعى، بيش از مفاسد آن است و اگر مفاسد، غالب باشد، هيچ انسانى در زمين باقى نمىماند. همچنين مصائب و بلايايى كه خارج از حيطه اختيار انسان است- مانند حوادث ناگوار طبيعى- لازمه فعل و انفعالات و تزاحمات عوامل مادى است و چون خير آنها بر شرشان غلبه دارد، مخالف عدل و حكمت الهى نيستند.