عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٢٧
حسن و قبح ذاتى پيرو بحث عدل، مسئله ديگرى پيش آمد كه نوعى توسعه و گسترش نسبت به بحث عدل الهى داشت و آن مسئله حسن و قبح ذاتى بود. اين مسئله با اين پرسش آغاز شد كه آيا به طور كلى، كارها داراى صفت ذاتى حسن و يا صفت ذاتى قبح اند؟ آيا مثلًا راستى، امانت واحسان در ذات خود نيكو و بايستنى اند در مقابل، دروغ، خيانت و بخل، در ذات خود زشت و نبايستنى، يا اينكه حسن و قبح امرى قراردادى است كه خدا يا ما انسانها آن را براى افعال مقرر مىكنيم؟
چون سخن از صفات ذاتى افعال به ميان آمد، پاى عقل و استقلال عقل در فهم خوبى و زشتى به ميان كشيده شد. پس اين سوال مطرح شد كه آيا عقل در ادراك حسن و قبح اشياء «استقلال» دارد و به تنهايى قادر به درك آنهاست يا نيازمند كمك شرع است. بدين ترتيب از حسن و قبح ذاتى به «حسن و قبح عقلى» ياد كردند.
معتزله طرفدار حسن و قبح عقلى شدند و گفتند عقل مستقلًا درك مىكند كه كارى حسن و كارى قبيح است. در مقابل، اشاعره همچنان كه نتيجه سخنشان درباره عدل وجبر، انكار عدل بود، حسن و قبح ذاتى را نيز انكار كردند. آنان حسن و قبح را امورى نسبى خواندند و بر آن رفتند كه عقل انسان در فهم خوبيها و بديها تابع شرع است. اگر شرع نيكو بودن كارى و قبيح بودن كارى را تاييد كند، عقل هم لاجرم بايد آن را بپذيرد، اما تا پيش از تاييد شرع هيچ كارى با حكم عقل به صفت نيكويى يا قبح متصف نمىشود. در بين شيعيان ديدگاه معتزله به صورت كلى پذيرفته شد.
نتيجه مسئله عدل با مسئله جبر و اختيار و حسن و قبح ذاتى افعال، رابطه تنگاتنگى دارد. اشاعره با پذيرش جبر و رد حسن و قبح ذاتى افعال به گونهاى از عدل الهى سخن راندند كه منجر به انكار عدل الهى مىشد. معتزله از سويى عدل الهى و حسن و قبح ذاتى افعال را پذيرفتند و از سوى ديگر به تام الاختيار بودن انسان قائل شدند.
مكتب كلامى شيعه نيز همچون معتزله عدل الهى و حسن و قبح ذاتى افعال را پذيرفت، اما در مسئله جبر و اختيار، راه ميانه- امرٌبَينَ امرَيْن- را در پيش گرفت.