عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٣٨

٢- ١. تعلق اراده ازلى الهى به افعال بندگان‌ دومين برهان جبرگرايان بر اعتقاد خود، بدين قرار است. بى شك اراده الهى شامل تمامى مخلوقات و از جمله افعال انسان مى‌گردد. اگر خداوند وجود چيزى را اراده كند، بى درنگ آن چيز واقع مى‌شود و اگر اراده نكند، قطعاً واقع نمى‌شود. پس انسان بر اعمال خود قدرتى ندارد.
پاسخ به برهان دوم جبرگرايان‌ اراده الهى از طريق اراده انسان تعلق به فعل گرفته است و نه بدون تقييد به اختيار، به فعل تعلق گرفته باشد؛ يعنى مراد خداوند اين است كه انسان فلان فعل رابه اختيار خود انجام دهد و اين نه اختيار را لغو مى‌كند و نه اثر اراده انسانى را باطل مى‌سازد. به بيان ديگر، خداوند اراده كرده است كه ما با اختيار باشيم و اراده او به عمل و اختيار ما با تمام مقدمات و مقارنا عدل الهى ٤٣ پاسخ به دليل قائلين به تفويض ص : ٤٢ ت و شرايطش تعلق مى‌گيرد و نه به عمل تنها. علاوه بر آن، جزء اخير اراده الهى، اراده انسان است و اين با اختيار انسان تنافى ندارد و هر دو در طول يكديگرند.
٣- ١. اختلال درتوحيد خالقيت‌ برهان سوم جبريه آن است كه در صورت پذيرش اختيار انسان، در توحيد خالقيت خداوند، اختلال ايجاد مى‌شود. جبريه معتقدند، اولًا غيرخدا هيچ سهمى در خلق و تاثير ندارد. ثانياً در عالم چيزى به نام اسباب و مسببات يا علل و معاليل وجود نداشته و تنها علت و سبب خداوند است. (لا مُوثِّرَ فِى الوُجودِ الا اللَّه) اگر هم علت ومعلول به چشم مى‌آيد، فقط يك مقارنت بين علت ظاهرى با خلق و ايجاد الهى است. حاصل آنكه اعتقاد به تاثير غيرخدا شرك است. (لَيْسَ كَمِثلِه شَىٌ).
پس اعمال انسان بلاواسطه، مخلوق خداست و انسان در اعمال خويش موثر نيست.
پاسخ به برهان سوم جبرگرايان‌ مراد از توحيد در خالقيت، نفى اثرگذارى موجودات و اسباب نيست؛ بلكه نفى اثرگذارى مستقل است. ساير موجودات در هرمرتبه‌اى كه باشند، هيچ استقلالى ندارند. و اثرگذارى آنها در طول اثر گذارى الهى و نيز از مظاهر قدرت بى نهايت خالق يكتاست. از اين رو، خداوند خالق اعمال است و اين خلق باواسطه انسان است. انسان خود خالق اعمال خويش است، اما خالقيت او غيرمستقل و به اذن الهى و در طول خالقيت الهى است. توضيح اينكه خداوند به انسان علم و قدرت و اراده و اختيار داده است و انسان با كمك اينها فعل خويش را انجام مى‌دهد و اگر خدا اراده كند اينها را از انسان بگيرد او توانايى انجام هيچ كارى را نخواهد داشت. پس اختيار انسان در دايره و حيطه قدرت و