عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٣٩

اراده الهى است. بدين جهت انسان با اختيار افعال را انجام مى‌دهد در حاليكه اراده او مقهور اراده خداست. پس هيچ انسانى تأثير استقلالى در فعل ندارد و توحيد در خالقيت مختل نخواهد شد.
٢. ابطال اعتقاد به جبر بر اساس عقل و نقل‌ ١- ٢. عقل: همه جوامع انسانى بدون استثناء در اين توافق دارند كه بايد قانون بر جامعه حاكم باشد و همه اعضاى جامعه در مقابل قانون مطيع باشند. با توجه به اين واقعيت چگونه مى‌توان پذيرفت كه انسان هم در اعمالش مجبور و هم در برابر قانون مسئول است. وجدان عمومى انسانها اين امر را نمى‌پذيرد. توضيح اينكه مكلَّف دانستن انسان با مجبور بودن او قابل جمع نيست و حال آنكه ما انسان را در برابر خدا مكلَّف مى‌دانيم پس بايد مختار باشد.
٢- ٢ نقل: مسئله پاداش و كيفر، كه در متون دينى امرى مسلم براى انسان تلقى شده است، مخالف اعتقاد به جبر است. چگونه ممكن است خداوند كسى را مجبور به كارى كند كه ناشايست است و از طرفى براى كار ناشايست وعده عذاب دهد؟! اين از خداوند حكيم محال است. قرآن كريم به صراحت اختيار انسان را متذكر شده است:
انّا هَدَيناهُ السبيلَ امّا شاكراً و امّا كفورا. (دهر: ٣)
ما راه را به انسان نشان داديم، يا شكرگذار است و يا كفران كننده.
فَمَن شاءَ فَلْيُومِن وَ مَن شاءَ فَليَكْفُرْ (كهف: ٢٩)
... پس هركه بخواهد ايمان آورد و هركه بخواهد كافر شود.
برخى آيات قرآن، نظر كسانى را كه اختيار انسان را نمى‌پذيرفتند، رد كرده است:
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلَاآبَاؤُنَا وَلَاحَرَّمْنَا مِن شَيْ‌ءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى‌ ذَاقُوا بَأْسَنَا. (انعام: ١٤٨)
مشركين خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست ما و پدران ما مشرك نمى‌شديم و چيزى را حرام نمى‌كرديم، كسانى كه پيش از ايشان بودند، همين گونه دروغ بستند تا آنكه عذاب مارا چشيدند.
امام على (ع) درباره جبرگرايى مى‌فرمايد:
تِلكَ مَقالةُ اخوانِ عَبَدةِ الاوثانِ و خُصَماءِ الرّحمانِ و حِزبِ الشيطان. «١» اين گفتار بت پرستان و دشمنان خدا و حزب شيطان است.