عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٥٥

آنهادر تحقق كارها على البدل انجام نمى‌گيرد، بلكه اراده انسان مانند اصل وجودش وابسته به اراده الهى است و اراده خداى متعال براى تحقق آن ضرورت دارد. «١» آنچه بيان شد، ديدگاه صحيح درباره مسئله قضا و قدر الهى است. در همين باره قرآن كريم مى‌فرمايد:
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ. (تكوير: ٢٩)
و شما اراده نمى‌كنيد مگر اينكه خداوند- پروردگار جهانيان- اراده كند و بخواهد.
در حديثى از امام صادق (ع) آمده است كه مردم درباره قَدَر بر سه راه رفته اند:
١. كسى كه عقيده دارد خداى عزوجل مردم را بر گناهان مجبور كرده است. او درباره فرمان باز دارنده الهى به خدا ستم كرده، پس كافر [گمراه‌] است؛ ٢. كسى كه معتقد است همه كارها به مردم واگذار شده است. او خدا را در قدرت و سلطنت خويش ضعيف و ناتوان پنداشته، پس او نيز [گمراه‌] كافر است؛ ٣. كسى كه عقيده دارد خداوند بندگان را به آنچه مى‌توانند مكلف كرده، و آنچه را كه درتوانشان نيست از آنان نخواسته است. او هرگاه كار نيكى انجام دهد، خدا را سپاس گويد و اگر كار بدى از او سرزند، از خدا آمرزش مى‌خواهد. اين همان مسلمان به حق رسيده است. «٢» آثار اعتقاد به قضا وقدر اعتقاد به قضا و قدر علاوه بر آنكه درجه ارزشمندى از معرفت خدا و مايه تكامل انسان در بُعد عقلى است، آثار عملى فراوانى دارد. كسى كه حوادث را تابع اراده حكيمانه خداى متعال و مستند به تقدير و قضاى الهى مى‌داند، از پيشامدهاى ناگوار نمى‌هراسد و در برابر آنها خود را نمى‌بازد.
او با توجه به اينكه حوادث، جزئى از نظام حكيمانه جهان است و طبق مصالح و حكمتهايى رخ داده و مى‌دهد، با آغوش باز از آنها استقبال مى‌كند و ملكات فاضله‌اى از قبيل صبر و توكل و رضا وتسليم را به دست مى‌آورد. از طرفى شيفته و فريفته خوشيها و شاديهاى زندگى نمى‌شود و به آنها مغرور و سرمست نمى‌گردد و نعمتهاى خدا داده را وسيله فخرفروشى و به خود باليدن نمى‌كند. قرآن كريم مى‌فرمايد: