عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤٤

ديدگاه شيعه‌ اعتقاد شيعه در مسئله جبر و تفويض، بنابر تعليمات ائمه معصومين (ع) اين است كه نه جبر صحيح است ونه تفويض، بلكه امرى بين اين دو صحيح است. عالمان شيعى باتمسك به عقل و نقل و باطل دانستن دو نگاه جبرى و تفويضى، راه ميانه‌اى را برگزيدند كه به «امربين امرين» معروف است. امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
لا جَبرَ و لا تَفويضَ وَ لِكُن امَرٌ بينَ امرين. «١» نه جبر است نه تفويض، بلكه امرى بين آن دو امر است.
معناى «امر بين امرين» اين است كه انسان، افعال را با اراده و انتخاب خويش انجام مى‌دهد، ولى اين افعال را با قدرتى انجام مى‌دهد كه خدا به او عنايت كرده است. اين قدرت به اراده الهى براى او باقى است و اگر امداد مستمر خدا نباشد، اين توان براى انسان نخواهد بود. بنابر باورهاى مكتب شيعه، اين راه ميانه، به انسان اختيار و قدرت اثرگذارى مى‌دهد، اما در اثرگذارى به دليل فقر ذاتى، مستقل نيست. اعمال قدرت در انجام افعال به اختيار انسان و بنيان قدرت از ذات الهى است. از اين رو منشا افعال انسان به دو قدرت و اراده الهى و انسانى بازگشته و اين هر دو نه به گونه مشاركت و جزئيت و نه به گونه عرضى (كه تعلق يكى موجب بطلان تعلق ديگرى و يا مستلزم اجتماع دو موثر بر يك اثر گردد) بلكه به گونه طولى است.
بنابراين، هر فعل انسان، داراى دو جنبه است: يكى اصل وجود آن فعل كه به خداوند منسوب است؛ زيرا وجود محض تنها او بوده و جز به خير و خوبى متصف نمى‌شود. ديگرى كيفيت و حدود وجود آن فعل كه به انسان منسوب است؛ زيرا وجود او كسبى و ممكن است به خوبى و بدى متصف گردد. براى مثال، شخص بيمارى را فرض مى‌كنيم كه تمام بدن او فلج است. پزشك معالج با اتصال دستگاهى به بيمار، تا اندازه‌اى توانايى حركت به او مى‌دهد. در اين فرض، اعمالى كه بيمار با اختيار خود در زمان اتصال دستگاه، انجام مى‌دهد هم به بيمار و هم به پزشك منتسب است. حال اگر زمان اتصال دستگاه، بيمار را از انجام بعضى حركات زيان آور منع كند و پرستار را هم مامور تذكر (نه اجبار) به بيمار كند، اگر بيمار به اختيار خود آن حركات منع شده را انجام دهد، اگر چه اساس فعل اختيارى بيمار از ناحيه پزشك بوده، اما تنها بيمار است كه مستحق ملامت و سرزنش است.