عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٥١
موجودات جهان هستى يا مجردند يا مادى. مجردات موجوداتى اند كه امكان بيشتر از يك نوع خاص از وجود در آنها نيست. ماديات موجوداتى اند كه امكان بيش از يك نوع خاص از وجود در آنها هست؛ يعنى زمينه به وجود آمدن موجودات ديگر از همان ماده خاص اوليه وجود دارد.
ماديات تفاوتهاى ديگرى نيز بامجردات دارند. از جمله استعداد تكامل دارند. همچنين استعداد دارند كه با علل و عوامل مختلف مواجه شده، تحت تاثير هركدام از آنها، يك حالت و كيفيت و اثر پيدا كنند كه مخالف حالت و كيفيت و اثرى است كه از علت ديگر پيدا مىكنند.
اكنون، با توجه به تفاوتهاى ماديات و مجردات، مىگوييم قضا و قدر حتمى مربوط به مجردات و قضا و قدر غيرحتمى مربوط به ماديات است.
مجردات از آن جهت قضا وقدر حتمى دارند، چون با بيش از يك سلسله علل سروكار ندارند، پس سرنوشت آنها تغييرناپذير است. اما ماديات چون با علتهاى متفاوت مواجهاند، قضا وقدر آنها غيرحتمى است. اكنون مثالى براى قضا و قدر غيرحتمى مىآوريم تا موضوع آشكارتر گردد. بيمارى را در نظر بگيريد كه از سوى پزشك داروهايى براى او تجويز شده است.
سرنوشت اين بيمار به اختيار خودش، ممكن است به دو شكل رقم بخورد. اگر داروهايش را مصرف و به دستور پزشك عمل كند، سرنوشتش تندرستى و سلامت است؛ اما اگر از دستور پزشك سرباز زند و دارو نخورد، سرنوشتش پيشرفت بيمارى و در نهايت مرگ است. حاصل آنكه براى انسان كه از جمله موجودات مادى است، هيچ كدام از دو سرنوشت حتمى نيست، بلكه با علتهاى متفاوت و انتخاب يكى از آن علتها- دارو براى سلامت يا بيمارى براى مرگ- سرنوشت او تغيير مىكند. نكته اساسى در اين ميان آن كه اين تغيير سرنوشت خود از مظاهر قضا و قدر الهى است كه در چارچوب اصل عليت و اصل اختيار بشر، به وقوع مىپيوندد.