عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤١
درس ششم: جبر و تفويض (٢): معانى تفويض تفويض در لغت، مصدر باب تفعيل از ريشه «فَوَّضَ» به معناى واگذار كردن و اختيار دادن است. «١» تفويض در علم كلام بدان معناست كه خداوند متعال كارهاى بندگان را به خود آنان واگذار كرده است. هرچه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام مىدهند و خداوند قدرتى بر افعال آنان ندارد.
معتزله قائل به تفويض اند. آنان معتقدند انسان داراى اختيار و قدرت تام و مستقل از خداوند است. از اين رو، افعال انسان فقط به قدرت و اراده خود او صورت مىپذيرد.
اقسام تفويض: تفويض در علم كلام بر سه قسم است:
الف. تفويض غُلاتى: به معناى آنكه خداوند امر آفريدگان و روزى آنان را به ذوات مقدسه چهارده معصوم (ع) واگذار كرده است به گونهاى كه ايشان به طور مستقل مىآفرينند و روزى مىدهند.
اين نظريه، كه به غلات مسلمين منسوب است، از نظر مشهور عالمان شيعى مردود شمرده مىشود.
ب. تفويض تشريعى: به معناى آنكه خداوند امر و نهى خود و نيز كار قانونگذارى احكام شرع را به بندگان خود واگذار كرده است به گونهاى كه ذات الهى از جانب خود امر و نهى و شريعت خاصى نداشته و آن را به بندگان يا دست كم به گروه خاصى از بندگان سپرده است. اين نظريه كه از طرف اباحى مسلكان مطرح مىشود، از نظر عقل و نقل باطل است.