عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٦٢
علتهاى اعدادى، به وجود آورنده معلولات خود نيستند و همچون مجراى عبورند و تنها زمينه به وجود آمدن و شرايط امكان وجود را از ناحيه خالق هستى فراهم مىكنند. اين علل از لحاظ مرتبه وجودى (رتبى) درعرض معلولات خودند، اگرچه از نظر زمان، مقدم بر معلولات اند. اكنون با توجه به توضيحاتى كه درباره نظام طولى و عرضى حاكم بر پديدههاى جهان ارائه كرديم، مىتوان دريافت كه هر دو نظام يك وجه مشترك دارند؛ اينكه ثبات آنها، منوط به وجود تفاوتها در ميان پديده هاست.
پديدههاى جهان در هر دو نظام، محكوم به سلسلهاى از قوانين و سنتهاى تغييرناپذير ميان خود هستند. هر پديدهاى بايد در جاى مشخص و مرتبه معين خود- چه در نظام طولى و چه در نظام عرضى- قرار گيرد تا گردش نظم در هستى بىوقفه انجام شود. نبودن تفاوت به معناى نبودن نظام حاكم است و اين خلاف حكمت است؛ زيرا منجر به اين مىشود كه وضعيت بهتر از وضعيت موجود امكان داشته باشد، ولى خداوند چنين نكند و اين خلاف حكمت است؛ در حالى كه نظام موجود، نظام احسن است. قرار گرفتن هر پديده در جاى معين خود، به طور طبيعى باعث به وجود آمدن تزاحم و در پى آن تفاوتها مىشود. اگر تفاوتها نباشند، نظام ميان موجودات بر هم مىريزد و در جهان هرج و مرج رخ مىدهد. آنگاه هر موجودى بايد بتواند منشا ايجاد هر موجود ديگرى شود و هر موجودى بايد بتوانداز هر موجود ديگر، به وجود آيد. معلول جاى علت و علت جاى معلول بنشيند. در اين صورت بايد ممكن باشد كه خدا جاى مخلوق و مخلوق جاى خدا قرار گيرد؛ حال آنكه تمام اين فرضيات به دلالت عقل ونقل محال است.
نتيجه آنكه گردش هستى منوط به نظم ميان پديده هاست- نظام طولى و عرضى-، نظم ميان پديدهها منوط به وجود قانون علت و معلول است و وجود قانون علت و معلول منوط به وجود تفاوتها ميان پديدههاست. علاوه بر دليل فوق، وجدان انسانى نيز وجود تفاوتها را ضرورى مىداند؛ چرا كه تفاوت آفريدگان، لازمه نظام احسن الهى است و نبود آن مساوى يكنواختى، كمبود، عدم توازن و در نهايت نابودى موجودات است؛ مثلًااگر همه انسانها مرد يا زن بودند، توالد و تناسلى انجام نمىگرفت؛ پس نسل بشر منقرض مىگرديد، يا اگر همه مخلوقات انسان بودند، چيزى براى تامين نيازمنديهاى او يافت نمىشد، يا اگر همه حيوانات و نباتات از يك نوع، يك رنگ و براى يك استفاده بودند، اين همه فوايد بيشمار و زيباييهاى خيره كننده پديد نمىآمد.