عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٥٦
مَا أَصَابَ مِن مُصِيَبةٍ فِيالْأَرْضِ وَلَا فِيأَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِن قَبْلِ أَن نَبْرَأَهَا إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَافَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاآتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (حديد: ٢٢ و ٢٣)
هيچ مصيبتى [ناخواسته] در زمين و نه در وجود شما روى نمىدهد مگر آنكه همه آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است؛ و اين امر براى خدا آسان است؛ اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست دادهايد تاسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشيد، و خداوند هيچ متكبر و فخرفروشى را دوست ندارد.
البته مسئله قضا و قدر نبايد موجب سستى و تنبلى و زبونى و ستم پذيرى و مسئوليت ناپذيرى شود.
بايد بدانيم كه سعادت و شقاوت در گرو فعاليتهاى اختيارى خود انسان است؛ قرآن نيز مىفرمايد:
لَها ما كَسَبت و عليها ما اكْتَسَبَت (بقره: ٢٨٦)
هركار [نيكى] كه انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار [بدى] كند، به زيان خود كرده است.
بَدا «بَدا» در لغت به معناى ظهور و آشكار شدن چيزى است «١» و در اصطلاح علم كلام به معناى تغيير سرنوشتها ازگذر تغيير علتهاست و از اين جهت به آن «بدا» گويند كه انسان چيزى را نمىداند يا انتظار تغييرى را ندارد، اما ناگهان براى او آشكار مىشود. اين مسئله بر بحث تقدير مبتنى است و از اين رو مىتوان گفت تغيير و تبديل «قدر» را بدا گويند. با توجه به تعريفى كه براى قضا و قدر بيان شد، دانستيم كه قضا بر مرحله حتميت وقوع فعل اطلاق مىشود و تغيير و دگرگونى نمى عدل الهى ٦١ پاسخ به شبهه ص : ٦٠ پذيرد؛ برخلاف قدر كه حاكى از مرحله آمادگى و پيدايش مقدمات يك پديده است. روشن است كه تحقق مقدمات و شرايط پديده تا زمانى كه علت تامه حاصل نشده و تحقق پديده به مرحله حتميت (: قضا) نرسيده است، امكان خنثى شدن و بى تاثير ماندن وجود دارد. اين تغيير تقدير آدمى، كه با اختيار و چگونگى نيت و عمل خود او حاصل مىشود، همان بداست. بدا به شكل اتفاقى و بدون حساب نيست، بلكه اعمال خود انسان سبب بدا در سرنوشت او مىشوند. با انجام برخى اعمال نيك، سرنوشت بد انسان به سرنوشت خوب تغيير مىيابد و نيز با انجام برخى اعمال زشت، عكس آن اتفاق مىافتد. در متون دينى اعمالى نظير دعا، نيايش، صدقه، احسان، صله رحم، استغفار، توبه و