عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٢١
انسانى كه مىداند گفتار و كردارش زير نظر خداى تعالى است و او به اندازه ذرهاى از اعمالش غافل نيست، هم ايمانش به خداوند قوىتر مىشود و هم به نظام عالم خوش بين مىشود تا جايى كه حوادث تلخ را نيز شيرين مىبيند. پس با ايمان به خدا، در مقابل نگرانيها و ناملايمات ايستادگى مىكند و هرگز مايوس نمىشود.
آثار اجتماعى اجتناب از افراط و تفريط و دورى از فعل قبيح و نيز ضايع نكردن هرحق و استعدادى و نهادن هرچيز بر جاى خود در افعال الهى، روح و عقل جمعى را به پذيرش و كسب اين كمالات ترغيب و تشويق مىكند، چرا كه حاصل اين عدل الهى، برپايى نظامى متعادل و دور از هر نقصان و زيادت است و با فهم اين الگوى الهى درمى يابيم كه سعادت هر جامعهاى در گرو اجراى همين الگوست. اينك دو اثر اجتماعى را برمى شماريم:
١. در جامعه اسلامى، فرد فرد مسلمانان بايد به عدالت مقيد باشند. حاكم بايد عادل باشد، مرجع دينى بايد عادل باشد. همچنين قاضى، و شاهد محكمه. ائمه جمعه و جماعات نيز بايد عادل باشند. كارمند و كارگر و تاجر و كسبه بايد عادل باشند و خلاصه آنكه فرد فرد جامعه بايد در حوزه وظايف اجتماعى خود عدل و انصاف را ارج نهند. در چنين جامعهاى، مردم در صلح وامنيت زندگى خواهند كرد.
٢. حكومت اسلامى نيز بايد بر اساس عدالت اجتماعى شكل بگيرد به گونهاى كه رفاه، آسايش و امنيت همه اعضاى جامعه به طور عادلانهاى تامين گردد و هركس طبق زحماتى كه مىكشد و نقش سازندهاى كه در جامعه ايفا مىكند، به حق و حقوق خود برسد و هركس كه به حقوق ديگران تجاوز مىكند، مجازات شود.
دامنه عدالت محورى حكومت اسلامى تا بدانجا گسترده است كه در تعامل با ديگر حكومتها و جوامع انسانى نيز مىبايست عدالت را مراعات نمايد. از همين رو قرآن كريم مىفرمايد:
لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. (ممتحنه: ٨)
خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمىكند؛ چرا كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد.