عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥

ادَّخَرتُ شَفاعَتِى لِاهلِ الكَبائرِ مِن امَّتِى. «١» شفاعتم را براى آنان نگاه داشته‌ام كه از امت من اند و به گناهان بزرگ مى‌لغزند.
بنابراين، شفاعت، حق مطلق خداوند است؛ ولى از آن جهت كه رحمت الهى از طريق اسباب به بندگان مى‌رسد، خداوند متعال، اولياى خود را سبب موثر در اين امر قرار داده است. علاوه بر اين، خدا با عطاى مقام شفاعت به اولياى خود، خواسته است آنان را گرامى بدارد و ارزش وجودى آنان را به ديگر بندگان نشان دهد.
پاسخ به شبهه‌ اكنون، پس از آنكه با جايگاه شفاعت در متون دينى آشنا شديم، در پاسخ مى‌توان گفت:
الف. حكم به عذاب در برابر هيچ گناهى صادر نشده است؛ بلكه آنچه در متون دينى آمده، وعيد (تهديد) عذاب است. حكم نهايى تنها در روز قيامت صادر خواهد شد. با توجه به اين حقيقت، چه بسا تا صدور نهايى حكم، عوامل ديگرى پيش آيد كه گنهكار را از عذاب برهاند؛ مثل توبه و شفاعت. افزون بر اين، تخلف از وعيد هيچ‌گاه منافى عدالت نيست؛ زيرا وعيد مربوط به خود خداوند است. آنچه با عدل منافات دارد، تخلف از وعده پاداش است.
ب. اگر بپذيريم كه به عذاب حكم شده است، هريك از احكام الهى- چه حكم به عذاب قبل از شفاعت و چه حكم به نجات از عذاب بعد از آن- موافق عدل و حكمت است و معناى عادلانه و حكيمانه بودن هر دو، جمع بين ضدين نيست؛ زيرا موضوع آنها تفاوت دارد. حكم به عذاب مقتضاى ارتكاب گناه است، صرف نظر از مقتضياتى كه موجب تحقق شفاعت و پذيرش آن در حق گناهكار مى‌شود و حكم به نجات از عذاب، به موجب ظهور مقتضيات ياد شده است. به عبارت ديگر حكم به عذاب در برابر گناه، تنها در ارتباط با عمل گناه است، اما وقوع اين حكم به همراه شرايط پيدا و پنهانى است كه جملگى در وقوع حكم دخالت دارند. در واقع، حكم تا زمانى نافذ است كه تغييرى در قيد موضوع «٢» آن پديد نيايد؛ اما اگر به واسطه عللى ديگر- نظير توبه يا شفاعت- قيد موضوع حكم تغيير كند، حكم نيز تغيير مى‌كند. تغيير حكم به تبعيت از تغيير قيدموضوع، نظاير فراوانى در شريعت اسلامى دارد. براى نمونه: