عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٢٣

درس سوم: پيشينه موضوع عدل: تاريخچه موضوع عدل در ميان مسلمانان‌ درباره آغاز بحث عدل و اينكه از چه وقت ميان مسلمانان رواج يافت، نمى‌توان به درستى اظهار نظر كرد. آنچه مسلم است، پيشينه اين بحث با مسئله جبر و اختيار «١» پيوند دارد. در واقع بحث جبر و اختيار بودكه نظريه‌هاى مختلف درباره عدل الهى را پيش كشيد. اين امر از آن رو بود كه رابطه مستقيمى ميان اختيار و عدل از يك سو، و جبر و نفى عدل از سوى ديگر وجود داشت. به عبارت ديگر، تنها در صورت اختيار است كه پاداش و كيفر عادلانه، مفهوم و معنا مى‌يابد. اگر انسان آزادى و اختيار نداشته باشد و در مقابل اراده الهى و يا عوامل طبيعى مجبور باشد، ديگر پاداش و كيفر مفهوم خود را از دست مى‌دهد.
حاصل آنكه اگر بخواهيم پيشينه طرح مسئله عدل الهى را در ميان مسلمانان پى جوييم، ناگزير مى‌بايد پيشينه بحث جبر و اختيار را دنبال كنيم. مسئله جبر و اختيار پيش از اسلام در ميان مشركان مطرح بوده است. مشركان به جبر گرايش داشتند و مى‌كوشيدند تا شرك و ساير افعال انحرافى خود را با عقيده به جبر توجيه واز خود سلب مسئوليت نمايند. قران كريم مى‌فرمايد:
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلَاآبَاؤُنَا وَلَاحَرَّمْنَا مِن شَيْ‌ءٍ (انعام: ١٤٨)
به زودى مشركان [براى تبرئه خويش‌] مى‌گويند: اگر خدا مى‌خواست نه ما مشرك مى‌شديم و نه پدران ما، و نه چيزى را تحريم مى‌كرديم.
بعد از ظهور اسلام، مسئله جبر و اختيار جايگاه خاصى ميان مسلمانان يافت و اين طبيعى بود؛