عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤٣

١. اعتقاد به تفوي عدل الهى ٤٧ رابطه عدل الهى با قضا و قدر الهى ص : ٤٧ ض مطلق مستلزم فرض موجودى مستقل، غيرواجب الوجود، فرضى محال است؛ ٢. موجودى كه در اصل وجود خويش، ممكن و فقير بالذات است (: انسان) محال است، در اثرگذارى خويش فقير و محتاج نباشد؛ ٣. اعتقاد به تفويض، با توحيد افعالى مغايرت دارد و مستلزم اعتقاد به نوعى ثنويت و شرك است؛ چرا كه طبق اين عقيده، افعال اختيارى انسان، بدون ارتباط با فاعليت الهى، تاثير مستقل دارد و در عرض موثريت خداوند است. در نتيجه، پديده‌هاى اين عالم به دو دسته تقسيم مى‌شوند كه هركدام منسوب به يك موثر و خالق مستقل است؛ بدين شكل كه تمامى موجودات، كائنات و انسان، مخلوق خدا است، اما افعال اختيارى انسان، مخلوق خود اوست. اين سخن گونه‌اى از شرك است؛ ٤. قول به تفويض، مستلزم محدود كردن قدرت و مكنت الهى است. طبق اين انديشه، ذات الهى در محدوده افعال بشر، هيچ گونه مشيت و اراده‌اى ندارد و قلمرو سلطنت او در امورى خارج از افعال بشر نفوذ دارد. اين سخن به معناى حدقائل شدن براى قدرت الهى است؛ ٥. قول به تفويض، مستلزم محدود كردن مالكيت مطلقه الهى است؛ طبق اين انديشه، خداوند مالك قواى انسان و افعال او نيست؛ ٦. قول به تفويض، مستلزم عدم حق تشريع الهى است؛ چرا كه امر ونهى مولوى در امورى كه مولا مالكيت ندارد، صحيح نمى‌باشد؛ ٧. قول به تفويض، موجب انكار فقر ذاتى انسان و لزوم علت مبقيه براى موجود محتاجى چون اوست؛ حال آنكه انسان همان طور كه در حدوث نيازمند علت است، در بقا نيز نيازمند علت است.
٨. آيات و روايات فراوانى بر ابطال عقيده تفويض گواهى مى‌دهند؛ از جمله:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (فاطر: ١٥)
اى مردم! شما [همگى‌] نيازمند خداييد تنها خداوند است كه بى نياز و شايسته هرگونه حمد و ستايش است.
وَما هُم بضارّين مِن احد الّا باذن اللّه (بقره: آيه ١٠٢)
... ولى هيچ گاه نمى‌توانند بدون اجازه خداوند به كسى زيانى برسانند.