عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ١٦
ميان افراد هست، نمىتوان آن را ظلم انگاشت. تفاوتها از باب مراعات توان، موقعيت و شرايط خاص مكلفان است؛ مثلًا اعمالى نظير حج و پرداخت خمس و زكات بر همه واجب نيست، بلكه بر كسى واجب است كه توان آن را دارد. واجب بودن آنها مشروط به تحقق شرايط خاصى است.
ج. عدل در جزا (پاداش و كيفر)
خداوند در رستاخيز، بر اساس عدالت و دادگرى داورى مىكند و در مقام پاداش و مجازات به هيچ كس ستم روا نمىدارد. اعمال هركس را با ترازوى عدالت و ميزان حق مىسنجد و پاداش يا كيفرى در خور آن مقرر مىدارد. قرآن كريم مىفرمايد:
وَلا نُكَلّفُ الّا وُسعَها و لَدَينا كِتاب يَنطِقُ بِالحّق وَ هُم لا يُظلَمون. (مومنون: ٦٤)
بر كسى بيش از توانايى اش تكليف نمىكنيم و نزد ما نوشتهاى است كه حق را بيان مىكند [اعمال همه مردمان در آن ثبت است] و به آنها ستم نمىشود.
عدل در پاداش و كيفر، از مظاهر عدل در تشريع است. بر اين اساس، خداوند در قيامت با رسيدگى به كردار بندگان، افراد شايسته را پاداش نيك مىدهد و عدل الهى ٢١ آثار فردى ص : ٢٠ گناهكاران را به كيفر مناسب مىرساند و در اين پاداش و كيفر ظلمى نيست؛ زيرا هرچه به آنان مىرسد نتيجه كار و عمل خود آنان است.
قرآن كريم مىفرمايد:
كل نَفسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ (مدّثّر: ٣٨)
هركسى در گرو اعمال خويش است.
نكته آخر آنكه، بين عدليه و اشاعره در قسم اول يعنى عدل در تكوين اختلافى نيست. اما در قسم دوم و سوم يعنى عدل در تشريع و جزا، اختلاف وجود دارد؛ اگر چه هر دو گروه اصل تقسيم را پذيرفتهاند. توضيح آنكه، لازمه تعريف اشاعره از عدل در تشريع آن مىشود كه اگر خداوند قوانينى خارج از طاقت بشر، براو واجب نمايد، اشكالى ندارد. همچنان لازمه تعريف آنان از عدل در جزا آن مىشود كه اگر خداوند مؤمنى را داخل جهنم كرد، نيكو است. حال آنكه اين تعاريف از عدل در تشريع و جزا، بر خلاف نظر عدليه مىباشد. «١»