عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٣٧
اين انديشه آوردهاند. اين ادله را مىتوان به دو قسم تقسيم كرد: قسم اول آنكه ابتدا براهين جبرگرايان بيان و سپس به آنها پاسخ داده شود. با ابطال براهين جبرگرايان، اصل اعتقاد به جبر باطل مىگردد.
دوم آنكه بر اساس معيار عقل و نقل (بدون استناد به براهين جبرگرايان)، اين انديشه ابطال گردد.
١. ابطال براهين جبرگرايان ١- ١. تعلق علم ازلى الهى به افعال بندگان اولين و مهمترين برهان جبريان آن است كه خداوند از ازل به تمام امور عالم علم دارد. اين علم تغيير و خلاف نمىپذيرد؛ چرا كه لازمه تغيير و خلاف جهل است و جهل، به ذات بارى تعالى راه ندارد. از اين رو، هر حادثهاى كه در كائنات رخ نمايد، جبرى است و بايد به گونهاى باشد كه با علم ازلى الهى مطابقت داشته باشد.
پاسخهاى برهان اول جبريان پاسخ اول: اگر تعلق علم قطعى الهى به يك فعل، موجب تحقق جبرى آن فعل باشد، لازمهاش اين است كه افعال الهى جبرى و غير اختيارى بوده، مقدور خداوند نباشند؛ يعنى خداوند در انجام و ترك فعل خويش مختار نباشد و اين سخن باطل است.
پاسخ دوم: علم همواره تابع معلوم است نه برعكس (تبعيت رتبى)؛ يعنى علم و معلوم با هم منطبقاند و در اين تطابق اصل با معلوم است نه علم؛ مثلًا چون مربع چهار ضلع دارد، ما به آن علم داريم؛ نه اينكه چون ما به آن علم داريم، چهار ضلع دارد. اين سخن درباره افعال اختيارى انسان نيز صادق است؛ يعنى چون ما اين فعل را انجام مىدهيم، خدا علم دارد، نه اينكه چون خدا علم دارد، ما انجام مىدهيم.
پاسخ سوم: علم ازلى الهى از نظام سببى و مسببى جهان جدا نمىشود. از اين رو، علم الهى به وقوع حادثهاى به طور مطلق و غيرمربوط به اسباب تعلق گرفته است؛ يعنى به صدور آن حادثه از علت و فاعل خاص خود، تعلق گرفته است. پس اثر فاعل مجبور از فاعل مجبور و اثر فاعل مختار از فاعل مختار صادر مىشود. علم الهى هيچ گاه ايجاب نمىكند كه اثر فاعل مختار از آن فاعل، به اجبار صادر گردد. علم ازلى خداوند كه به افعال و اعمال انسان تعلق گرفته با توجه به اصل اختيار و نوع انتخاب اوست و اين هرگز به معناى اجبار و سلب آزادى انسان نيست. يعنى خداوند هم به خود فعل بندگان علم دارد و هم به اختيار آنان كه علت فعل است علم دارد. يعنى مىداند انسان با اختيار فلان فعل را انجام مىدهد. در اين صورت جبر نخواهد بود.