عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٩٩

خداوند آنان را مشمول عفو و رحمت خود قرار مى‌دهد و اعمال آنها را با ميزان حقيقت خواهى آنان و آنچه فكر مى‌نمودند حق است، مى‌سنجد. پس آنچه براى رستگارى گروه اخير شرط است، عبارت است از: به دين اسلام جاهل قاصرن عدل الهى ١٠٤ بيان شبهه ص : ١٠٣ د و در دينى كه پذيرفته‌اند به درستى عمل مى‌كنند و از مدار انسانيت و حق خواهى خارج نشده‌اند. در اين صورت خداوند آنان را در سايه عفو و آمرزش خود قرار مى‌دهد. قرآن كريم مى‌فرمايد:
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا؛ فَأُولئِكَ عَسَى اللّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوَّاً غَفُوراً (نساء: ٩٩- ٩٨)
مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى تحت فشار [تبليغاتى و فكرى و غيره‌] قرار گرفته‌اند، نه چاره دارند [براى گريز از آن محيط آلوده‌] و نه راهى [براى شناخت صحيح اسلام‌]؛ [در اين صورت‌] ممكن است خداوند آنان را مورد عفو قرار دهد و خداوند عفوكننده و آمرزنده است.
مستضعفين در اين آيه كسانى اند كه اگر نتوانسته‌اند به دين حق بپيوندند و به آن عمل كنند، به لحاظ تقصير و كوتاهى نبوده است، بلكه به دليل عواملى بوده كه از اختيارشان خارج بوده است؛ مثل آنكه تحت تبليغات كاذب قرار گرفته‌اند، دانشمند آگاه به اسلام در كنارشان نبوده، از نظر فكرى آن قدر رشد نداشته‌اند كه تعمق بيشترى براى شناخت حق خرج دهند. پس به دلايل فوق، چه بسا خداوند هم با رحمت و بخشش با اين مستضعفان فكرى، برخورد نمايد. «١» با توجه به تقسيم بندى كه ذكر شد مى‌توان گفت كه بيشتر جمعيت دنيا از قسم سوم‌اند؛ يعنى بدون آنكه مقصر باشند، از دين حق آگاهى نيافته‌اند. ازاين رو، نمى‌توان آنان را اهل جهنم دانست. با اين پاسخ، روشن شد كه بيشتر مردم جهان اهل دوزخ نيستند؛ پس به عدالت خداوند هم اشكالى وارد نمى‌شود.
علاوه بر آنكه در فرهنگ اسلامى، هيچ گاه اكثريت را نمى‌توان به طور مطلق داراى حقانيت دانست. چه بسا عده كمى صاحب حق اند و عده كثيرى بر مدار باطل گرد آيند.
پرسش سوم‌ شما معتقديد دين اسلام حقانيت كامل دارد. بدين ترتيب هركس اسلام راپذيرفت، اهل نجات‌