عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٩٨

و تبعات پيوستن به آن منبع نامحدود پايدارى و بقاست. با اين بيان، اثبات مى‌شود كه هم وجود نخستين انسان از آن موجود جاودان است و هم بازگشت او به سوى آن موجود جاودان خواهد بود (انا لله و انا اليه راجعون) «١» و همين دليلى بر جاودانگى انسان است. علاوه آنكه بايد اذعان كرد اگر حيات انسان جاودانه نباشد، خلاف عدالت و حكمت پروردگار است؛ چرا كه خداوند انسان را خلق كرده و اين همه استعداد و امكانات در اختيارش نهاده و از روح خود در او دميده است و اگر جاودانه‌اش نكند در واقع در حق او افاضه فيض كامل نكرده است تا بتواند از داشته هايش در جهان جاودان، بهره برد. تمام متكلمان و فيلسوفان معتقدند عدم افاضه فيض از سوى فياض مطلق، در حق موجوداتى كه استحقاق فيض مطلق را دارند، امرى قبيح است. «٢» پرسش دوم‌ از نظر عالمان اسلامى، در زمان ما تنها دين بر حق، اسلام است. حال با توجه به اينكه بيشتر مردم دنيا غير مسلمان اند، آيا صحيح است بگوييم، غيرمسلمان به جهنم مى‌رود؟ اگر اين طور باشد، به جهنم رفتن بيشتر انسانها با عدالت الهى سازگار است؟
پاسخ‌ براى پاسخ به اين سوال، پيروان اديان ديگر را به سه قسم تقسيم مى‌كنيم:
اول، كسانى كه با اسلام و به خصوص مذهب تشيع آشنا شده‌اند، ولى به دليل تعصب يا عناد و لجاجت از پذيرفتن آن سرباز مى‌زنند. چنين افرادى اهل جهنم اند.
دوم، افرادى از پيروان اديان ديگر كه با اسلام و به خصوص مذهب تشيع، آشنا نيستند؛ ولى در جهالت خود مقصرند. اينان از وجود دينى به نام اسلام يا مذهبى به نام تشيع مطلع اند؛ ولى با وجود همه امكانات و شرايط لازم براى جست و جوى حقيقت اقدامى نمى‌كنند. چنين افرادى در حد تقصير خويش روز قيامت مجازات مى‌شوند.
سوم، كسانى كه با اسلام و به خصوص مذهب تشيع آشنا نيستند و در جهالت خود نيز تقصيرى ندارند، بلكه يا اصلًا به گوش آنان نخورده يا امكان تحقيق و پژوهش برايشان وجود ندارد و تنها آنچه را دريافته‌اند (از مسيحيت‌و غيره) قبول و به آن عمل كرده‌اند. چنين افرادى اهل جهنم نيستند و