عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٨٦

٣. مرگ و حيات هدفمند مرگ و حيات موجودات در اين جهان تابع قوانين تكوينى و روابط علّى و معلولى و نيز لازمه نظام آفرينش است. از اين رو، مرگ و حيات بيهوده نيستند. قرآن كريم مى‌فرمايد:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (مؤمنون: ١١٥)
آيا گمان كرده‌ايد شمارا بيهوده آفريديم و به سوى ما باز نمى‌گرديد؟
بر اساس فلسفه الهى، هدف از حيات دنيايى آن است كه انسان خود را براى يك حيات كامل‌تر و جاودان آماده سازد. بعد از اين آماده سازى، پديده مرگ است كه انسان را به آن حيات كامل‌تر مى‌رساند. قرآن كريم هدف از مرگ و حيات را اين گونه متذكر مى‌شود:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ (ملك: ٢)
آن كس [خداوند] كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مى‌كنيد، و او شكست‌ناپذير و بخشنده است.
اين آيه آشكارا به ما مى‌گويد كه مراد خداوند از ايجاد مرگ و حيات آن است كه انسان آزمايش شود. كسانى كه از آزمايش الهى سربلند بيرون آيند، در جهان آخرت پاداش نيكو و كسانى كه مردود شوند، كيفر مى‌بينند. روشن است كه كيفيت زندگى جاودانى در آن سرا، وابسته به نحوه كردار و رفتار ما در زندگى اين جهان است. حاصل آنكه پديده مرگ زمانى به عدل الهى ايراد وارد مى‌كند كه براى انسان حيات ديگرى قائل نباشيم؛ اما وقتى هدف از مرگ و حيات بشر را در جهانى ديگر و حياتى جاودان جست و جو كنيم، هر دو هدفمند و مفيد مى‌شوند.
٤. مرگ؛ نعمتى ارزشمند مرگ و حيات نظام متعاقبى را در جهان هستى به وجود مى‌آورند. مرگ انسان، باعث مى‌شود كه او از محيط تنگ دنيا به محيط فراخ آخرت برود. اين حقيقت براى انسانهايى كه كمتر در دنيا مانده‌اند يا در آينده به دنيا مى‌آيند، فضاى فعاليت و تلاش را فراهم مى‌سازد تا كمال جويى خود را در پرتو اعمال اختيارى محقق سازند. بدين ترتيب، فيض حيات در امتداد بى پايان زمان، گسترش مى‌يابد. از اين رو، اگر موجودات زنده نمى‌مردند، زمينه پيدايش موجودات بعدى فراهم نمى‌شد و آيندگان از نعمت وجود و حيات محروم مى‌گرديدند؛ چرا كه ماده براى پذيرش حيات، از لحاظ مكان، ظرفيت محدودى دارد، ولى از لحاظ زمان ظرفيتش نامتناهى است. اين قانون‌