عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٨٤
بسيارى از موجودات برترى يابد، همه آنچه در آسمان و زمين است مسخر او گردد، اما پس از اندك زمانى هرچه به او داده شده، باز پس گرفته شود؟ اگر قرار بود انسان بميرد چرا به دنيا آمد؟
منظور از اين ساختن و خراب كردن چيست؟ آيا اين كار از عدالت و حكمت دور نمىباشد؟ اگر حكمت الهى اقتضاى حيات انسان را داشته، پس چرا او را مىميراند و به حيات او خاتمه مىدهد؟
تركيب پيالهيى كه در هم پيوست بشكستن آن روا نمىدارد مست چندين سرو پاى نازنين و برودست از مهر كه پيوست و به كين كه شكست؟ «١» اين سوالات، چنان جدى است كه برخى را متحير ساخته است و از پاسخ به آن درماندهاند.
آنان دچار بدبينى فلسفى و پوچ انگارى شدهاند. از پيامدهاى درماندگى در مقابل پديده مرگ آنكه، برخى به ياس و نااميدى مبتلا گشته، دست به خودكشى مىزنند. آنان با خود مىانديشند كه اگر بنابر رفتن و مردن است، از ابتدا نمىبايست مىآمديم، حال كه بدون اختيار آمدهايم، دست كم از ما برمى آيد نگذاريم اين بيهودگى ادامه يابد. پس پايان دادن به اين بيهودگى، عملى خردمندانه است.
در مقابل چنين تفكر غلطى، آموزههاى دين به پرسشهاى فوق پاسخهاى استوارى مىدهند تا نه تنها از پوچ انگارى رهايى يابيم، بلكه به زندگى اميدوارتر گرديم.
پاسخ ب عدل الهى ٨٩ درس چهاردهم: عدل الهى و پاداش و كيفر انسان(١) مقدمه ه شبهه: ١. مرگ و نگرانى از علتهاى ايجاد سؤالات پيشين، نگرانى از مرگ است. توضيح آنكه چون انسان به جاودانگى ميل دارد و مرگ را مانع جاودانگى مىپندارد، از مرگ نگران و هراسان است. همين نگرانى و ترس، انگيزهاى است تا او را به مرگ بدبين كند و نتيجه اين بدبينى ترديد در عدل الهى است.
در پاسخ مىگوييم، ميل به جاودانگى، ناپسند نيست، بلكه خواستى طبيعى است كه خداوند در نهاد انسان گذاشته است. اساساً عالمان مسلمان، همين ميل به جاودانگى را از دلايل اثبات معاد مىدانند؛ چرا كه هيچ ميلى در نهاد انسان پديدار نمىگردد، مگر آنكه ريشه در واقعيت و كمال بالاترى دارد. تشنگى گواه بر وجود آب است و ميل به جاودانگى هم گواه بر وجود جهانى