عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٧٢
هريك از اجزاى جهان هستى، بايد هريك از جنبههاى فردى و گروهى آن را سنجيد. چه بسا يك شىء از نظر جنبههاى فردى شىء مهم به نظر آيد، اما از جنبههاى گروهى داراى اهميت نباشد و برعكس. از همين منظر مىتوانيم ادعا كنيم كه چه بسا برخى امور از نظر جنبههاى جزئى شرند، اما از نظر كلى خير و نيز برخى ديگر از نظر جنبههاى جزئى خيرند، اما از جنبه هاى كلى شر. براى مثال پستى و بلنديهاى زمين شايد از نظر جزئى و نگاه به مصداقها، بى ارزش به نظر آيند، اما از جنبههاى عمومى، در حفظ توازن و تعادل كره زمين و وجود معادن ذى قيمت در آن و چشم اندازهاى بى بديل و غيره، نقش مهمى داشته باشند. بنابراين، براى قضاوت در اينكه آيا موجودى شر است يا خير، نبايد عجله كرد؛ بلكه بايد هم جنبههاى فردى و جزئى و هم جنبههاى گروهى و كلى آن را سنجيد.
پاسخ سوم فوايد شرور، دليل ديگرى براى علت وجودشان است. با دقت در ساختار وجودى پديدههاى به ظاهر شر، در مىيابيم كه آنها، فوايدى هم دارند؛ ازجمله آنكه:
الف. وجود بديها و زشتيها در پديد آوردن مجموعه زيباى جهان ضرورى است.
ب. حتى زيباييها، جلوه خود را از شرور دريافت مىكنند. اگر زشتى و بدى وجود نداشت، زيبايى و خير با چه چيز مقايسه مىشد؟ پس وجود شرور است كه به خيرات تجلى مىبخشد.
ج. زشتيها مقدمه وجود زيباييهايند. از درون گرفتارى و مصيبت و شرور است كه راحت و آرامش و خيرات رخ مىنمايد. قرآن كريم مىفرمايد:
انَّ مَعَ العُسرِ يُسراً (انشراح: ٦)
به درستى كه با دشوارى، آسانى پديد مىآيد.
البته اين خصوصيت مربوط به موجودات زنده بالاخص انسان است. خداوند براى تربيت و پرورش جان انسانها دو برنامه دارد كه هر برنامه، شدايد و سختى هايى را نيز همراه دارد: اول برنامه تشريعى؛ مانند عبادات، حج و جهاد كه اعمالى اند كه انسان در طول زندگى- هرچند بامشقت- بايد آنها را انجام دهد.
دوم تكوينى؛ مانند گرسنگى، خسارات مالى و جانى، بيمارى و غيره كه بر سر راه بشر قرار گرفته، او را دچار مصائب مىكنند. از پس تحمل و صبر در مقابل همين برنامههاى تشريعى و تكوينى الهى است كه انسان به مقام صابرين مىرسد: