عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤٩
قضا و قدر تشريعى نيز عبارت از فرمانهاى الهى است براى تعيين وظايف فردى و اجتماعى انسان و مشخص ساختن حدود و ثغور اين وظايف؛ مثلًا وجوب نماز، فرمان الهى يا قضاى تشريعى است و چگونگى آن، قدر تشريعى است. قرآن كريم درباره اين معناى قضا و قدر مىفرمايد:
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَاقَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ... (احزاب:
٣٦). هيچ مرد و زن باايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى [در برابر فرمان خدا] داشته باشند.
٢. قضا و قدر علمى و عينى «١»: گاهى تقدير و قضاى الهى، به معناى علم خدا به فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرايط پيدايش پديدهها و نيز علم به وقوع حتمى آنها به كار مىرود كه به آن «قضا و قدر علمى» مىگويند؛ يعنى خداوند آگاه است به اينكه هر پديدهاى در كدام زمان و مكان و با چه ويژگيها و شرايطى محقق مىشود. گاهى نيز به معناى انتساب سير تدريجى پديدهها و نيز انتساب تحقق عينى آنها به خداى متعال استعمال مىشود كه به آن «قضا و قدر عينى» مىگويند؛ يعنى وقتى پديدهاى تحقق يافت مىگويند بر اساس تقديرى كه او مقرر فرموده است، ايجاد شده است.
باتوجه بهاينكه قيد علمى و عينى درباره قضاو قدر بهكار مىرود، بايد بهتبيين چهار مفهوم پرداخت:
اول. قضاى علمى خداوند: يعنى علم خداوند به وقوع حتمى پديدهها. بديهى است كه چنين علمى، با اختيار انسان منافات ندارد؛ زيرا خداوند علم دارد كه پديده يا فعل و كارى با اختيار انسان به وقوع مىپيوندد. به بيان ديگر، قضاى علمى خداوند در افعال اختيارى انسان به اين معناست كه خداوند مىداند فلان فعل انسان با وصف اختيارى بودن، به وقوع خواهد پيوست و اين وقوع فعل با اراده انسان و اختيار او انجام خواهد شد.
دوم. قضا عينى خداوند: يعنى انتساب تحقق عينى پديدهها به خداوند. مقتضاى قضاى عينى خداوند اين است كه وجود پديدهها را از آغاز پيدايش تا دوران شكوفايى و تا پايان عمر، بلكه از هنگام فراهم شدن مقدمات بعيد، تحت تدبير حكيمانه الهى بدانيم و فراهم شدن شرايط پيدايش و رسيدن به مرحله نهايى را مستند به اراده او بشماريم. قضاى عينى خداوند را مىتوان با سه مقدمه به اثبات رساند: