عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤٦
خلاصه درس تفويض در لغت به معناى واگذار كردن و در اصطلاح به معناى آن است كه خداوند متعال كارهاى بندگان را به خود آنان واگذار كند و هيچ قدرتى بر انسان نداشته باشد. معتزله قائل به تفويض اند.
آنان براى مقابله با نتايج شوم جبرگرايى اشاعره، انسان را خالق مستقل افعال خويش خواندند. قول به تفويض با توحيد افعالى، مغايرت دارد و به ثنويت و شرك مىانجامد؛ چرا كه فاعلى مستقل در برابر خداوند فرض مىكند؛ ضمن آن كه مستلزم مشكلات ديگر مانند محدود كردن قدرت و مالكيت خداوند و عدم حق تشريع براى ذات بارى تعالى و غيره مىشود.
عالمان شيعى با الهام از تعاليم معصومان (ع) قائل به امر بين امرين هستند. آنان نه جبر را مىپذيرند و نه تفويض را، بلكه راه ميانهاى بين جبر و تفويض را مىپذيرند. بر اساس اعتقاد مكتب شيعى، انسان افعال خود را با اراده و انتخاب خويش انجام مىدهد، ولى اين افعال با قدرتى كه خدا به انسان عنايت كرده است، صورت مىپذيرد. پس قدرت انسان در طول قدرت خداوند است نه در عرض آن.
پرسش ١. تفويض را تعريف كنيد.
٢. تفويض در علم كلام برچند قسم است؟
٣. انگيزه و دليل گرايش معتزله به تفويض چه بوده است؟
٤. عمده مشكلات اعتقاد به تفويض چيست؟
٥. ديدگاه شيعه در مسئله جبر و تفويض را توضيح دهيد.
٦. اساس و اركان نظريه شيعه را بيان كنيد.