عدل الهى

عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٤٢

ج. تفويض تكوينى: به معناى آنكه خداوند انسان را در حيات و اعمال قدرت خويش به طور كامل اختيار داده است به گونه‌اى مستقل و بدون ارتباط با آفريننده هستى. اين نظريه به معتزله نسبت داده مى‌شود. ما در اين درس اين نوع تفويض را بررسى مى‌كنيم.
انگيزه و دليل گرايش به تفويض‌ معتزله با مشاهده نتايج ناپسند جبرگرايى، به شدت منكر آن شدند و در صدد برآمدند تا نظريه‌اى مخالف آن مطرح كنند. آنان براهينى بر ابطال جبرگرايى ارائه كردند؛ اما به دليل عدم درك صحيح از مباحث مربوط به ذات و صفات بارى تعالى و نيز به دليل دورى از تعاليم اهل بيت (ع) معتقد به تفويض گشتند. اين گروه براى فرار از نتايج شوم جبر، به ويژه براى گريز از انتساب زشتيها و معاصى انسان به ذات الهى، افعال اختيارى انسان را به طور كامل از دايره فاعليت خداوند، خارج كرده، او را خالق مستقل افعال خويش پنداشتند.
معتزله عقايد اشاعره جبرگرا را ضد اصل تنزيه خداوند دانستند. آنان معتقد بودند لازمه عقايد اشاعره آن است كه به خداوند نسبتهاى زشت از قبيل ظلم، عبث و فحشا بدهيم. مى‌گفتند، اگر اختيارى در كار نباشد، بايد خداوند را ظالم فرض كنيم؛ زيرا از طرفى بندگانش را مضطر و مجبور آفريده و از طرف ديگر آنان را به اعمال شايسته مكلف نموده است و از سويى افعال ناپسند انسان كه مصداق ظلم است به خدا نسبت داده مى‌شود. حاصل آنكه معتزله مى‌گفتند بر اساس نظريه جبرگرايى دو محال پيش مى‌آيد: اول ظالم بودن خدا كه بندگان رامجبور آفريده؛ دوم نسبت انجام اعمال زشت و قبيح به خداوند. ضمن آنكه با قبول جبر، بسيارى از آموزه‌هاى بنيادين دين نيز مبهم خواهد شد؛ آموزه‌هاى نظير كفر و ايمان، ثواب و عقاب، امر ونهى، وعد و وعيد و بهشت و جهنم.
معتزله براى گريز از چنين مشكلاتى، به قدرت مستقل انسان قائل شدند و او را از اراده و خلق الهى جدا دانستند.
پاسخ به دليل قائلين به تفويض‌ به عقيده عالمان شيعى، معتزليان براى رهايى از مشكل جبرگرايى، در دام مشكلات سخت‌ترى لغزيدند عمده اشكالات اعتقاد به تفويض از اين قرار است: