عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٣٦
الف. جبر محض: انسان هيچ قدرت و اختيار حقيقى از خود نداشته، اعمال او فقط به قدرت و اختيار الهى بسته ا ست و مجازاً به انسان منتسب مىگردد.
ب. جبر كسب: انسان داراى قدرت و اختيار حقيقى است، ولى اين اختيار هرگز تاثيرى در افعال او ندارد و فقط فعل را اختيار و اراده مىكند و خداوند است كه اگر بخواهد فعل را موافق ميل او خلق و ايجاد مىكند. بر اساس اعتقاد به جبر كسب، اگر آدمى اراده بر انجام دادن كارى كند، خداوند آن فعل را براى او خلق مىكند. پس خداوند افعال را خلق و آدمى آنها را كسب مىكند. «١» ج. جبر فلسفى: استناد اين نوع جبر به اصل عليت و قول به عدم تخلف معلول از علت تامّه است. حكيمان مسلمان بر اين باورند نظام هستى، قانونمند و وجوبى و ضرورى است كه از واجب بالذات و واجب بالغير تأليف يافته است، به گونهاى كه تمام واجبهاى بالغير سرانجام بالضروره، به واجب بالذات منتهى مىشوند. در اين ميان، انسان از نوعى اختيار برخوردار است؛ اما اختيار او از جنس ضرورت است. يعنى خود او علت تامه اختيارش نيست، بلكه چه بخواهد و چه نخواهد، علت هستىبخش- يعنى خداوند- اين اختيار را به او داده است. پس گريز از اين اختيار براى انسان مقدور نمىباشد و اين جبر فلسفى ناميده مىشود «٢».
د. جبر اجتماعى: انسان داراى نيروى اثرگذار است، ولى اختيارى از خود ندارد. استناد اين عقيده به عوامل مادى سازنده شخصيت انسان و غيرارادى بودن آنهاست. اين عوامل، كه در شكلگيرى شخصيت انسان موثرند، عبارت اند از وراثت، تربيت و محيط. از آنجا كه هر انسانى بر اساس شخصيت خويش عمل مىكند، شخصيت و به تبع آن اعمال او، غيراختيارى است. نوع سوم و چهارم اعتقاد به جبر اگر چه مهم هستند، اما از موضوع بحث ما خارج اند. از اين رو، از تحليل و ابطال آنها در كتاب مىپرهيزيم. نوع اول اعتقاد به جبر- جبر محض- مربوط به عموم متكلمان جبرى مسلك است و نوع دوم- جبر كسب- مربوط به مكتب اشاعره. ادلهاى كه ما در اين درس اقامه مىكنيم، هم جبر محض و هم جبر كسب را ابطال مىكنند؛ چرا كه اين نوع اعتقاد به جبر، داراى بنيادهاى نظرى واحدى هستند. «٣» ادله ابطال جبرگرايى در مكتب تشيع، اعتقاد به مجبور بودن انسان مردود است. از اين رو، عالمان شيعى ادلهاى بر ابطال