عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ٢٦
قرآن كريم عدل را در چهرههاى گوناگون اعم از عدل تكوينى، تشريعى، اخلاقى و اجتماعى مطرح كرده است؛ چنان كه هدف از ارسال رسل وانزال كتب را قيام به عدل و قسط دانسته است:
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (حديد: ٢٥)
ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
خداوند، پيامبرش را مامور به عدل و قسط كرده است:
... وَان حَكَمتَ فَاحكُم بَينَهُم بالقِسطِ انّ اللّهَ يُحبُّ المُقسِطين. (مائده: ٥)
(اى پيامبر) واگر ميان آنها داورى مىكنى با عدالت داورى كن، (چرا كه) خدا عادلان را دوست دارد.
خداوند مردم را نيز امر به رعايت عدالت مىكند:
وَاذا حَكَمتُم بَينَ الناسِ ان تَحكُمُوا بِالعَدل. (نساء: ٥٨)
و هنگامى كه ميان مردم داورى مىكنيد، به عدالت باشد.
انَّ اللهَ يَامرُ بالعَدلِ و الاحسان. (نحل: ٩٠)
همانا خداوند به عدل و احسان فرمان مىدهد.
سرانجام آنكه خداوند خود، گواهى به عدالت خود مىدهد:
شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ لَا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ. (آلعمران: ١٨)
خداوند گواهى مىدهد كه معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش گواهى مىدهند، در حالى كه خداوند خود قيام به عدالت دارد. معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.
بنابراين در قرآن كريم، از توحيد گرفته تا معاد، از نبوت تا امامت و از تعاليم فردى تا تعاليم اجتماعى، همه بر محور عدل استوار است. مسلمانان با درس آموزى از قرآن، به مسئله عدل و كاوش درباره حدود و ثغور آن، استقبال نشان دادند. حاصل آنكه علت نخستين و اصلى روآورى مسلمانان به بحث و گفت و گو درباره عدل و گسترانيدن دامنه آن به مباحث كلامى، فقهى واجتماعى، قرآن كريم بوده است.
در اين ميان، نبايد از علل ديگر كه شتاب مضاعفى به گسترش بحث عدل دادهاند، غافل شد؛ دلائلى همچون آميزش مسلمانان با ساير ملل و اديان، بروز حوادث اجتماعى، و اختلافات سياسى مانند حق خلافت و بروز جنگهاى زمان حكومت على (ع).