عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ١٨
درس دوم: آثار ايمان به عدل الهى در زندگى: مقدمه دراين درس كوشيدهايم با تاكيد بر آموزههاى دينى، لزوم الگوپذيرى بشر از صفت عدل الهى را بيان كنيم. مسئله عدل از قرون نخستين اسلام، در علوم اسلامى پديدار شد و تا آنجا اهميت يافت كه برخى فرقههاى اسلامى مانند شيعه و معتزله، خود را «عدليه» خواندند. آنان عدل را از اصول اعتقادى خود شمردند و بر آن مباهات كردند. در كنار طرح علمى مسئله عدل، به نوعى ديگر نيز اين مسئله از صدر اسلام تا كنون، در ميان سطوح مختلف مسلمانان مطرح است و آن مرحله الگوپذيرى فرد مسلمان از عدل الهى است. الگوپذيرى برگرفته از اين تفكر بنيادى است كه خداوند تعالى خالق تمام موجودات هستى است. او جهان را بر اساس توازن و حكمت آفريده و هر چيز را در جاى خود برنهاده است. او عادل است و به هيچ موجودى ظلم نمىكند.
لزوم الگوپذيرى انسان از صفت عدل الهى در قالب دستور و سفارش به عدالت محورى، در بسيارى از متون دينى آمده است. قرآن كريم مىفرمايد:
ان اللّهَ يَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاحسان. (نحل: ٩٠)
بى گمان خداوند به عدل و احسان فرمان مىدهد.
و امام على (ع) مىفرمايد:
انَّ العَدلَ ميزانُ اللّهِ سُبحانَهُ الّذى وَضَعَهُ فِى الخَلقِ وَنَصَبَهُ لِاقامَةِ الحَقِّ، فَلا تُخالِفهُ فِى ميزانِهِ وَلا تُعارِضهُ فِى سُلطانِهِ. «١» عدالت، ترازوى خداى سبحان است كه ميان خلق خود نهاده و براى برپاداشتن حق، نصب كرده است. پس برخلاف ترازوى او عمل مكن و با قدرتش ستيزه مجوى.