عدل الهى - رکنی لموکی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤
جايگاه شفاعت در متون دينى مسئله شفاعت را همه مسلمانان قبول دارند؛ «١» چرا كه اين باور از سنن حاكم بر نظام هستى است و آيات قرآنى بر آن دلالت دارد. الب عدل الهى ١٠٨ شرطها و موانع شفاعت ص : ١٠٦ ته تفسير فرقههاى مختلف درباره مسئله شفاعت متفاوت است. در قرآن سه گونه آيات، مسئله شفاعت را مطرح كردهاند:
اول: آياتى كه شفاعت در قيامت را به كلى رد مىكنند؛ مانند آيه زير:
وَاتَّقُوا يَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (بقره: ٤٨)
و از آن روز بترسيد كه كسى به جاى ديگرى مجارات نمىشود. و نه از او شفاعت پذيرفته مىشود و نه غرامت از او قبول مىگردد و نه يارى مىشود.
برخى از منكران شفاعت خواستهاند با اين دسته از آيات، شفاعت را به طور كلى رد كنند؛ حال آنكه اين آيات تنها مربوط به كسانى اند كه بر اثر كفر و گناهان نابخشودنى، لياقت شفاعت ندارند.
دوم: آياتى كه شفاعت را ويژه خدا مىدانند؛ مانند قُلْ لِلّهِ الشَفاعَةُ جميعاً ... (زمر: ٤٤).
بگو تمامى شفاعت از آن خداست.
اين دسته از آيات در صدد رد شفيعان پندارى اند؛ چنان كه در عصر جاهليت، مشركان براى جلب توجه خداوند، دست به دامن خدايان پندارى شده، آنان را شفيع خود مىكردند.
سوم: آياتى كه شفاعت را تنها با رخصت الهى روا مىشمارند؛ مانند مَن ذَاالّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ الّا بِاذْنِهِ. (بقره: ٢٥٥)
كيست كه بدون اذن خداوند، نزد او شفاعت كند؟
از طريق اين دسته آيات، اثبات مىشود كه برخى كسان، اجازه شفاعت دارند. از كسانى كه اجازه شفاعت دارند، حضرات معصومين (ع) به ويژه پيامبر اكرم (ص) مىباشند.
مفسرين «مقام محمود» را كه در قرآن بر پيامبر (ص) خطاب شده است، همان مقام شفاعت مىدانند. «٢» پيامبر (ص) درباره مقام شفاعتش مىفرمايد: