فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٨ - اراضى مفتوحه
زيارت كعبه و حج و نيز علاقمند به ارتباط با اقوام و ملل و قبايل از طريق امالقراى مكه، فتح مبين ناميده شده است.
جاى تعجب است كه مؤلف آثار الحرب «فتح» را از آثار و احكام جهاد محسوب نموده و در مورد مشروعيت آن بحث كرده و تعبير فقها درباره پايان جنگ با فتح اراضى (مفتوحالعنوه) را دليل بر مشروعيت فتح و نيز تفسير فتح به استيلاى ارضى دانسته است. [١]
در حالى كه فتح در واقع از موضوعات عرفى است كه از آثار قهرى جهاد محسوب مىشود و مانند مفهوم مقابلش يعنى شكست، قابل نفى و اثبات نمىباشد. زيرا بالاخره جنگ به طور طبيعى يا به فتح مىانجامد و يا به شكست و در بسيارى از موارد اين دو اثر به طور غيراختيارى حاصل مىگردد.
به عبارت روشنتر معنى التزامى امر به جهاد، طلب فتح است. بحث از مشروعيت فتح در واقع به معنى بحث از مشروعيت اصل جهاد مىباشد.
از سوى ديگر گاه فتح به صورت اختيارى به دست نمىآيد و ناخواسته به دلايل خاصى نصيب يك طرف متخاصم مىگردد. در چنين صورتى بايد به فتح به عنوان يك موضوع قهرى نگريست كه داراى احكام خاص مىتواند باشد نه اين كه خود از احكام و از آثار حقوقى جهاد تلقى گردد.
از اين نكات كه بگذريم اصولاً فتح تنها در موارد منتهى به فتح اراض (اراضى مفتوحالعنوه) صدق نمىكند بلكه چنانكه در آغاز اين بحث اشاره شد در مورد اراضى صلح نيز صادق مىباشد و در واقع بايد گفت فتح مىتواند از نظر آثار حقوقى در دو حالت مورد بررسى قرار گيرد:
الف - در صورت فتح و واگذارى سرزمينهاى فتح شده به صاحبان اصلى و ساكنان آن سرزمينها.
ب - در موردى كه فتح منجر به تسخير اراضى و استيلاى رزمندگان مسلمان بر سرزمينهاى دشمن (اراضى مفتوحالعنوه).
[١] . رك: دكتر وهبة الزحيلى، آثار الحرب فى الاسلام، ص ٧٤٣.