فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٩ - سهم مؤلفة قلوبهم اختصاص به زكوة ندارد
قلبشان با آنان هستند و از اين كلام نتيجه مى گيرد كه مؤلفة قلوبهم اختصاص به مسلمانان ضعيف الايمان دارد تا از اين رهگذر امام بتواند ضعف ايمانشان را جبران نمايد. [١]
فقيه همدانى در كتاب «مصباح الفقيه» مى نويسد: آنچه كه با تدبّر در روايات، اخبار و گفتار اصحاب بهدست مىآيد، اينست كه مؤلفة قلوبهم كه در قرآن براى آنان سهمى قرار داده شده شامل همه گروهها و نيز شامل كفارى كه مقصود از تحبيب و تأليف قلوب آنان گرويدنشان به اسلام مىباشد مىگردد. لكن بررسى اين مطلب نتيجه مهمى ندارد.
زيرا وقتى ثابت شد كه والى مىتواند زكوة را در اينگونه موارد كه تأييد اسلام به شمار مىرود، مصرف نمايد. و لازم نيست زكوة را بر همه اصناف مستحقين توزيع و بسط دهد، فرقى ميان سهمها نخواهد ماند، نهايت اگر كفارى كه تحبيب قلوب آنان براى اسلام آوردن و يا شركت در جهاد منظور است در مؤلفة قلوبهم داخل نشوند - همانطورى كه صاحب «الحدائق» معتقد است - قهراً در سهم فى سبيلالله داخل خواهد بود.
بدينترتيب آراء فقهى درباره «مؤلفة قلوبهم» را مىتوان در چهار نظريه خلاصه نمود:
١. اختصاص مؤلفة قلوبهم به گروه كفار.
٢. اختصاص مؤلفة قلوبهم به گروه مسلمانان ضعيف الايمان.
٣. اختصاص مؤلفة قلوبهم به گروه منافقين كه به ظاهر ادعاى اسلام مىكنند ولى در دل مشرك و مترددند.
٤. شمول مؤلفة قلوبهم به هر دو يا هر سه گروه.
در ميان اين آراء، حق همان نظريه چهارم است كه صاحب جواهر نيز آن را تأييد نموده و آن را مقتضاى بررسى تأمل ادله و تحقيق در آراء فقها و روايات دانسته، بر آن ادعاى اجماع كرده است. جزايرى در «آيات الاحكام» از شيخ طوسى در كتاب «المبسوط» نقل مى كند كه گرچه حكم مؤلفة قلوبهم اختصاص به زمان پيامبر (ص) نداشته، لكن در شرايط زمان غيبت حكم اين سهم قطع مىگردد زيرا كسى كه بايد تأليف قلوب نمايد، امام است كه به علت غيبت امام امكانپذير نمىباشد و جهاد موكول به امر امام (ع) است كه او غايب مىباشد.
[١] . همان، ج ١٥ ص ٣٤١.