فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣ - مبحث نهم مقررات ممنوعه عمليات غير مجاز جنگى
٦. كشتن دشمن توأم با شكنجه مانند آن كه فردى از دشمن به صورت هدف در تيراندازى مورد استفاده قرار گيرد و يا در يكجا حبس شود تا به تدريج جان بسپارد.
٧. نقض عهد و امان به معنى زير پاگذاردن تعهدات ناشى از قراردادها در عمليات جنگى.
٨. كشتن پيرمردان و پيرزنانى كه نقشى در جنگ ندارند.
٩. كشتن كودكان و نوزادان.
[١] ٠. كشتن گوشهگيران و صومعه نشينان و كسانى كه براى عبادت خلوت گزيدهاند.
١١. كشتن زنان حتى اگر در جنگ به نفع دشمن مشاركت داشته باشند به اين معنى كه بايد تا آنجا كه امكان دارد از تعرض به زنان خوددارى شود هرچند كه رزمنده باشند.
١٢. كندن و بريدن درختان، مگر در حال اضطرار و يا آنجا كه مصلحت عمومى ايجاب مىكند. استثناى حالت اضطرار و مصلحت بدان جهت است كه در آيه: (مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلىٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اَللّٰهِ)١ حكم مذكور در صورت اذن خدا استثناء شده است و اذن خدا در حالت اضطرار و مصلحت قابل تصور است. ظاهراً اين قيد در تمامى موارد ممنوعه قابل طرح است و تشخيص آن با امام و ولى امر مسلمانان است.
١٣. سوزاندن نخلها و به طور مطلق آتش زدن به باغات، كشتزارها، مزارع و محصولات كشاورزى.
١٤. آب بستن به نخلستانها به طورى كه آب، نخلها را فراگيرد و باعث نابودى آنها گردد. به نظر مىرسد اين حكم شامل درختان ديگر و ساير مزارع نيز مىباشد.
١٥. شكستن امان آحاد مسلمانان و تعرّض به كسانى كه توسط يكى از افراد مسلمان هر چند عادى امان داده شده و يا به تصوّر مصونيت خود را در معرض تعرض مسلمانان قرار داده باشد.
١٦. استفاده از سموم و سلاحهاى سمّى كه موجب مسموميت هوا و يا آب و به هر نحو ديگرى كه مسموميت نيروها و مردم را به دنبال داشته باشد.
١٧. پى نمودن چهارپايان مگر در مواردى كه ناگزير از ذبح و استفاده از گوشت آنها هستند.
[١] . حشر، آيه ٥.