فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧ - مبحث اول احكام عمومى جهاد
بگيرند و تضعيف كنند، چه با تبليغات و چه از راههاى تخريب و نابود كردن منابع اقتصادى و مراكز قدرت.
٢٠. بيعت گرفتن از سپاه و رزمندگان كه تا پايان جنگ و حصول پيروزى بر عهده و پيمانشان باقى بمانند.
٢١. تا امكان به دست آوردن پيروزى وجود دارد بايد جهاد كنند و محدوديت از نظر تعداد و زمان وجود ندارد.
٢٢. در صورت لزوم كشتن زنان، كودكان، ديوانهها، پيرزنان و پيرمردان اگر مورد استفاده كفار باشند؛ جايز است.
٢٣. اگر از وجود مسلمانان به عنوان سپر دفاعى استفاده كنند، كشتن آنها هم - در صورت لزوم - جايز است و ديه هر كس كه در جنگ شركت كرده و كشته شود اگر بىگناه باشد از بيتالمال پرداخت مىشود.
٢٤. دفن كردن مسلمانان مقتول واجب است.
٢٥. مرزدارى و ديدبانى واجب است. كمترين آن سه روز و بيشترين آن چهل روز مىباشد و اجازه گرفتن از امام (ع) يا فقيه لازم نيست.
٢٦. فرماندهان و مسؤولين جهاد بايد اوامر و نواهى خود را طبق موازين اسلامى صادر نمايند و حسن رفتار آنها نمايشگر نمايندگى آنها از طرف صاحب امر (ع) باشد.
٢٧. كسى كه بهخاطر صلاحيتش اطمينان دارد كه مأذون مىباشد مىتواند افراد ناصالح را از حوزه مسؤوليتهاى جهاد خارج كند. زيرا دخالت نا اهلان موجب ظلم نسبت به كسانى مىشود كه در جهاد جان خود را از دست مىدهند و چه بسا موجب، اختلال در نظام جهاد شده و ضربهاى به حيثيت اسلام وارد آورد.
٢٨. مجاهدان بايد با توكل به خدا و اعتماد و اطمينان به رحمت الهى و نصرت وعده داده شده الهى، آمادگى خود را بيشتر كنند و بدانند كه در جهاد و پيروزى نمىتوان به سلاح و نيرو تكيه كرد.
٢٩. مسؤولان و فرماندهان جهاد بايد عدالت و انصاف و برابرى را نصبالعين قرارداده و از استخدام افراد ناصالح خوددارى كنند و بدانند كه اداره امور كشورى و لشگرى بر عهده انبياء و معصومين (ع) است و فرماندهان كار آنها را انجام مىدهند و