فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣ - مبحث اول كليات
مىشود به مجموعه تلاشهاى نظامى خود بيفزايداين نبرد در واقع تجسم عمليات استراتژى غير مستقيم در صحنه جنگ است، يعنى همچنان هدف محورى آن دستيابى به پيروزى (بجاى انهدام حتمى و حمله به دشمن) آن هم با حداقل هزينه، تمركز برترى، پيروزى فكرى و روانى است.
پيشتر، جملاتى از كتاب هنر جنگ، دال بر اينكه فرمانده بايد همه چيز را دست نخورده به دست آورد و نظاير اينها نقل شد. اين توصيهها در سطح عملياتى نيز صادق است. اگر فرماندهى مىخواهد با حداقل تلاشهاى نظامى به هدف (شكست دشمن) برسد بايد با حداكثر سرعت ممكن عمل كند و ضربههاى نظامى را به مؤثرترين شكل وارد آورد. «اگر شاهين با يك ضربه منقار مىتواند استخوانهاى طعمه و شكار خود را درهم شكند به اين دليل است كه او ضربه را در لحظه معين بر نقطه معين فرود مىآورد» [١] و «تويو» يكى ديگر از شارحان آراى سونتزو اضافه مىكند: «ضربه خود را با قاطعيت، تندى و شدت عقابى كه به هدفش حمله مىكند بر سر دشمن فرود آوريد. عقاب ضربه خود را بدون اشتباه و بهطور درمان ناپذير فرود مىآورد و كمر دشمن را درهم مىشكند زيرا او براى وارد آوردن ضربه، منتظر لحظه مناسب است و جزئىترين حركت او حساب شده است.» [٢] هرچند «تويو» با بيان جملاتى نظير كمر دشمن را شكستن، برداشت انهدامى از اين جمله سونتزو دارد، اما نكات اساسى نهفته در آن، همانا اشاره به حسابگرى و برنامه ريزى قبلىسرعت و رعايت اصل اقتصاد در تلاشهاى جنگى (خوددارى از درگيريهاى كم تأثير و بيهوده و حفظ نيروها براى وارد كردن ضربات مؤثر و منتج به نتايج نهايى) است. كلمات مورد تأكيد سونتزو در اين جمله، «لحظه معين و نقطه معين» استاين بدان معناست كه ارتشى مىتواند ضرباتى با حداكثر تأثير وارد كند كه بتواند زمان و مكان درگيرى را از قبل محاسبه، و به حريف تحميل كند. «... كسى كه در فنون نظامى ماهر باشد داراى نيروى بيشتر مقاومت ناپذيرى است كه جزئيات حمله او با دقت تمام قبلاً تنظيم شده است.
ظرفيت و استعداد او به كمان فنردارى شباهت دارد كه تا آخرين حد ممكن كشيده
[١] . همان، ص ١٨١.
[٢] . همان.