فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩ - مبحث اول كليات
منحصر به فرد عوامل روانى و فكرى است. «به نظر سونتزو، قواى روحى و استعداد فكرى انسان عواملى هستند كه چنانچه به هنگام جنگ بهطور درست و صحيح مورد بهرهبردارى قرار گيرند، نتيجه جنگ جز پيروزى قطعى و بدون ترديدچيز ديگرى نخواهد بود...» [١]
به اعتقاد خبرگان هنر نظامىگرى، اختيار داشتن عامل روحيه رمز پيروزى است.
وقتى فرماندهى از لحاظ نظم در بهترين وضع است، خبره جنگى، منتظر دشمن نامنظم مىماند و در حال آرامش به انتظار دشمن نا آرام مىنشيند و اين معنى به در اختيار داشتن عامل (عقلى يا فكرى) است. [٢]
با توجه به اين ديدگاه نظرى نسبت به جنگ، بايد توصيه روشهايى عقلانى براى بكار گرفتن قوه قهريه در دو مقطع تصميمگيرى انجام گيرد:
مقطع اول، همان است كه امروزه به سطح ملى يا استراتژى بزرگ معروف است و مقطع دوم به قلمرو نظامى اختصاص دارد كه باتوجه به اين تقسيمبندى، هنر جنگ، اولين اثرى است كه اين دو مقطع از جنگ را از هم جدا مىكند.
ديدگاه كلى در همه اين قواعد پيشنهادى، ديدگاه تعادل هزينه، فايده و استفاده بهينه از كليه امكانات مورد استفاده قرار گرفته است. هدف، پيوسته بايد آن باشد كه تا حد ممكن از ابزار نظامى كمتر استفاده شود و در صورت استفاده ناگزير از آن، اين اقدام، كم هزينه (براى دو طرف) و زود بازده باشد. اين همان چيزى است كه قرنها بعد، تحت عنوان تئورى استراتژى غير مستقيم در تعابير نظامى برخى استراتژيستهاى غربى مطرح شد.
تئوريسينهايى چون سونتزو جايگاه واقعى قدرت نظامى را در رقابتهاى سياسى بين دولتها تبيين مى كنند و در بررسى و مقايسه اين قدرت با ديگر اهرمهاى قدرت سعى مى كنند به گونهاى اين اهرمها را جايگزين خشونت گسترده نمايند.
يك سلطان نبايد به صرف تغيير و از جا در رفتن و يا غيظ و غضب، ارتش به راه اندازد و به همين گونه يك ژنرال حق ندارد تحت تأثير بغض كينه و يا نفرت و انزجار شخصى دست به كار جنگ بزند. زيرا اگر براى يك مرد خشمگين، امكان فروكش كردن
[١] . همان، ص ٩٤.
[٢] . همان، ص ١٠٠.