ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - برخى از نكات اين روايت
يك سبو عطش
نگرشى بر موضوع دعا براى تعجيل فرج
مرتضى مهدوى
قسمت چهارم
اشاره: سخن در بيان روايات مربوط به دعاى تعجيل فرج بود. دو روايت و برخى از نكات آنها را توضيح داديم. اكنون به بقيه بحث توجه فرماييد.
روايتسوم
روايتسوم از امام صادق، عليهالسلام، است و دو بخش دارد. بخش اول درباره قوم بنىاسرائيل است كه ساليان دراز زير سلطه و شكنجه و اختناق شديد حكومت فرعون بسر مىبردند. در اين بخش، امام صادق، عليهالسلام، توضيح مىفرمايد كه بنىاسرائيل از ظلم و ستم فرعون به ستوه آمده و به درگاه الهى روى آوردند؛ ناليدند و دعا كردند تا اينكه خداوند متعال نيز درخواست آنان را اجابت فرمود و زمان درازى را كه قرار بود حضرت موسى بعد از آن زمان به نجات بنىاسرائيل بشتابد از آنان برداشت و به حضرت موسى و هارون امر فرمود تا آنها را از ظلم و حاكميت فرعون خلاصى بخشند و بدين ترتيب در اثر رو آوردن به درگاه الهى، استغاثه و درخواست از حضرت ربوبى، فرج و گشايش نيز به آنان رو آورد؛ زمانى دراز بر آنان تعجيل شده و جلو افتاد.
اما بخش دوم روايت: آنگاه امام صادق، عليهالسلام، به بيان قسمت دوم حديث پرداخته و مىفرمايد:
هكذا انتم لو فعلتم لفرج الله عناهمين طور شما [شيعيان و مسلمانان] هم اگر چنين كنيد [و به درگاه خدا بناليد و دعا نماييد] خداوند به كار ما گشايش خواهد داد و فرج ما [خاندان] را خواهد رسانيد.
فاما اذا لم تكونوا فان الامر ينتهى الى منتهاه.[١]
اما اگر اينچنين نباشيد، اين امر (يعنى امر غيبت) تا آخرين لحظه مقدر خود طول خواهد كشيد.
برخى از نكات اين روايت
در اين روايتشريف، توجه به برخى از نكات ضرورى است:
١- همان گونه كه از حديثبرمىآيد، بنىاسراييل با روى آوردن به خداوند و تغيير دادن روحيه و حالت فردى و اجتماعى خويش، زمينه را براى استجابت دعا و تغيير وضعيت موجود خود يعنى نابودى حكومت ظالمانه فرعون آماده نمودند؛ و اين چيزى جز همان تحقق سنتحضرت حق در جهان نيست كه:
خداوند وضع هيچ امتى را تغيير نمىدهد مگر آن كه آنان خود را تغيير دهند.[٢]
البته به نظر مىرسد كه بنىاسراييل در مورد وضعيت اجتماعى خود و مقابله با فرعون و خلاصه ديگر زمينههاى آمدن حضرت موسى نيز به تلاش و جهاد پرداخته بودند، اما محتملا چون حضرت صادق، عليهالسلام، در مقام بيان اهميت دعا و توجه به خداوند سبحان و تاثير سرنوشتساز و نقش اصيل و محورى آن در به ثمر رسيدن تلاشها و مجاهدات بودهاند، تنها آن را بيان فرمودهاند.