ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ٣ نظارت عمومى
پستخود را حفظ نمايند و بدين گمان باشند كه اگر فردى معروف و مهرهاى مهم در حكومتشد امام مسلمين توانايى عزل او را ندارد، بلكه سرپرست جامعه اسلامى هرگاه احساس كرد يكى از مديران ضعيف است- هرچند فردى متدين است- و مرتكب خيانتى شد بايستى با قاطعيت او را از كار بركنار نمايد. چنانكه اميرالمؤمنين با همه علاقه و محبتى كه به محمد بن ابىبكر داشت، وى را از حكومت مصر برداشت و فردى قويتر يعنى مالك اشتر را به جاى او گمارد گرچه اين امر محمد را ناخشنود ساخت.[١]
ابوموسى اشعرى كه حاكم كوفه بود در كار اعزام نيرو كارشكنى مىكرد. حضرت به او نوشت:
فكر نكن آدم مهمى هستى، كسان ديگرى هستند كه مىتوانند چنان به جاى تو انجام وظيفه كنند كه نامت فراموش شود و كسى سراغت هم نگيرد[٢].
٢. نظارت خاص بر كارگزاران
حضرت امير هرچند كارگزاران خود را هميشه به ياد خدا و ترس از قيامت دعوت مىكرد و با كلمات زيبا و تكان دهنده آنان را متوجه مسؤوليت الهى مىنمود اما هرگز بدين اكتفا نمىكرد، زيرا هر انسانى- جز معصوم- در معرض وسوسههاى شيطان است. از اينرو بر كارگزاران و مديران خود جاسوس مىگمارد و حتى بر جاسوسان نيز جاسوس ديگرى قرار مىداد[٣] و از اين طريق كاركرد مديران خود را دقيقا زير نظر مىگرفت. به كارگزاران برجسته خود نيز سفارش مىكرد بر مديران جزء جاسوس بگمارند و چنانچه اين جاسوسان به طور دسته جمعى از خيانت مديرى خبر دادند به گزارش آنان توجه نموده، خائن را آشكارا مجازات كنند[٤].
به يكى از فرمانداران خود- كعب بن مالك- نوشت:
افرادى از يارانت را تك تك به روستاها و آباديهاى دورافتاده بفرست تا شيوه زندگى و و اعمال آنها را برايت گزارش كنند.[٥]
در چندين جاى نهجالبلاغه، حضرت خطاب به مديران خود از واژههايى چون «به من خبر دادهاند»، «جاسوسان گزارش كردهاند» و ... استفاده كرده است كه نشان مىدهد در جاهاى مختلف جاسوسان امينى از طرف او بودهاند.[٦]
وى بر وضع زندگى و معيشتى كارگزاران نيز نظارت داشت و اگر مشاهده مىكرد وضع خانه و املاك آنان به طور غير عادى تغيير يافته و رو به ترقى نهاده است، به آنان هشدار مىداد و بازخواست مىنمود. شريح قاضى[٧] را به دليل خريد خانهاى به هشتاد درهم ملامت كرد كه مبادا از حرام باشد و اگر از حلال هم باشد از عزت قناعتبه دام ذلت دنيا طلبى افتادن است[٨] به يكى ديگر از كارمندانش كه خانه مجللى ساخته بود نوشت:
سر و كله طلا و نقره پيدا شده است!![٩]
وجود جاسوسان و گزارشگران در هر نظامى ضرورى است. زيرا تصميم گيرى صحيح امام و پيشواى جامعه جز در پرتو اطلاعات كافى از اوضاع و احوال كشور و نحوه كاركرد مديران ميسر نيست. مدير جامعه چنانچه بموقع در جريان انحراف يا زيانى به مردم و حكومت قرار گيرد، مىتواند از بروز خسارات سنگين و گاه جبران ناپذير جلوگيرى نموده امور را به دلخواه خود هدايت كند. حاكم به استناد همين گزارشها به نقاط ضعف و قوت مديران خود پى برده به تشويق و تنبيه آنان اقدام مىنمايد.
البته نظارت نبايد چنان باشد كه مديران را از كار دلسرد و به حاكم بدبين نمايد، جاسوسان نبايد اجازه داشته باشند در امور مديران دخالت نمايند. او چشم حاكم است و وظيفه چشم تنها ديدن و گزارش دادن است و تجزيه و تحليل آن به عهده مغز يا رهبر جامعه مىباشد.
٣. نظارت عمومى
اسلام بر اساس اصل امر به معروف و نهى از منكر همگان را موظف كرده است كه نسبتبه ديگران احساس مسؤوليت داشته باشند و احدى را از اين امر استثنا نكرده است. به طورى كه يك فرد عادى اجازه دارد بالاترين شخص مملكت راامر به معروف و نهى از منكر كند. همين نظارت همگانى است كه «حياى جمعى» به وجود مىآورد