ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - عصر امام خمينى قدس سره
گذشته اشاره كرد.
يكى از محققان كشورمان در اين زمينه مىگويد: اكنون يك موج ضد فرويدى در كشورهاى غربى پيدا شده است و نسل تازهاى از روانشناسان ظهور كردهاند كه نهايت همدلى را با دين دارند كه از ميان آنان مىتوان از كسانى مثل» ويكتور فرانكل «،» مرى داگلاس «،» كارن هورناى، «،» كارل راجر «،» الپورت «و» آبراهام مزلو «، نام برد.
اين روانشناسان بر خلاف فرويد كه معتقد بود گرايش به دين در اثر عقده اوديپى حاصل از عشق جنسى فرزند به مادر است و ديندارى در واقع نوعى بيمارى روانى است، معتقدند كه ديندارى گرايش اصيل در وجود آدمى است[١]
مؤيدات گوناگونى فراگير شدن و توسعه كمى و كيفى اين جريان و سرعت نفوذ آن را در ميان نسل تحصيلكرده و انديشمند جهان امروز بروشنى مورد تأييد قرار مىدهد.
رئيس پژوهشكده علوم انسانى كشورمان با اشاره به برخى از اين مؤيدات مىگويد:
شما اگر وضعيت بيست سال پيش اروپا و آمريكا را با حالا مقايسه كنيد اصلًا قابل قياس نيست؛ حتى هفت، هشت سال پيش را كه من با حالا مقايسه مىكنم تفاوت بسيار است چند سال پيش براى سمينار (تعبير فيزيكى نظريه نسبيت) در لندن بودم بحث كيهانشناسى مطرح بود. يك فيزيكدان فيلسوف بلژيكى در ضمن آنكه داشت راجع به يك مدل كيهانشناسى صحبت مىكرد اسمى هم از خدا آورد. يك فيزيكدان آمريكايى (از دانشگاه آكسفورد) گفت: در كنفرانس فيزيك جايى برا آوردن اسم خدا نيست!، اين را من خودم شاهد بودم.
اما الآن وضعيت آنچنان تغيير كرده كه:
چهار سال پيش انجمن آمريكايى پيشرفت علم كه بزرگترين انجمن علمى در آمريكاست و بسيارى از شخصيتهاى برجسته علمى آمريكا عضو آن هستند، سمينار دورهاى برگزار كرده بود، در آن سمينار كارى كه براى اولين بار كرده بودند اين بود كه غير از جلسات موازى كه معمولًا در رابطه با كنفرانسها مىگذارند يكى دو جلسه هم در ارتباط با رابطه علم و دين قرار داده بودند. اين جلسات آنچنان شلوغ شده بود كه بقيه جلسات را تحتالشعاع قرار داده و سر و صداى اولياى سمينار را در آورده بود.
يك وقتى اسم دين را آوردن در محيطهاى علمى و آموزشى و غيره بر خلاف مد روز بود اما الآن اينطور نيست.[٢]
محقق ديگرى با اشاره به رويكرد مجدد بشريت به دين و ارزشهاى اخلاقى گستره، نفوذ اين پديده را در مجامع علمى و ... چنين توصيف مىنمايد:
بشر كنونى در پايان هزاره دوم و در آستانه شروع هزاره سوم درگير بزرگترين بحرانها(Cvisis) شده است.
تنها تكيهگاهى كه ممكن است اين موضوع را تعديل بخشد و اميدى تازه در روح نسل آينده بدمد روى آوردن مجدد بشريت به مسائل اخلاقى و ارزشى و بازگشت به پايگاه خليفةاللهى انسان در كره زمين است كما اينكه نشانههاى اين بازگشت از مفاد قطعنامهها، بيانيهها، دستور كارها و منشورهاى جهانى بخوبى آشكار شده است.[٣]
«ژيل كيل» جامعهشناس معروف فرانسوى در تغيير علل رويكرد مثبت عالمان و انديشمندان به باورهاى دينى مىگويد:
افراد غير مذهبى تحصيلكرده معتقدند كه فرهنگ غير مذهبى آنها را در بنبست قرار داده است و نتايج اين بنبست را هم در شدت جنايت و طلاق و ايدز و مواد مخدر مىبينند.
وى اضافه مىكند:
آنها نسبت به تكنيك احساس تنفّر ندارند چون آنها تضاد سنتى بين علم و ايمان را نفى مىكنند.[٤]
هفتهنامه فرانسوى «تورل ابزرواتور» هم طى تحليلى در اين زمينه مىنويسد:
در اين زمان كه علم انفورماتيك و تكنيك پيشرفتهاى سرسامآورى داشتهاند؛ هر روز بصورت فزايندهترى با سقوط و اضمحلال بنيادهاى فكرى ماترياليستها و غير مذهبيون مواجه مىشويم ...
... ديگر اين خداشناسى نيست كه مفهومات علمى را به سود خود مورد استفاده قرار مىدهد بلكه در حال حاضر اين علم است كه بشدت