ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - سيدعليرضا سجادپور (نويسنده و تهيه كننده)
سيدعليرضا سجادپور (نويسنده و تهيه كننده):
در وانفساى جهان معاصر و در عصر حاكميتشيطان و شاگردانش بر زمين و در دوران سرورى و آقايى ظالمان و مترفين و كافران بر بيشتر ابناء بشر، به نظر مىرسد كه دنيا را بدجورى ظلمت فراگرفته، تنها از پشت قله ايران، كورسويى از سپيدى فلق به چشم مىخورد ... و «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»؟
آرى، در چنين شرايطى، شيعيان گر چه مظلوم و تنها، اما يگانه قوم اميدوار و خوشبين جهانند. شيعيان گرچه در گوشههايى از كره خاكى و بخصوص در ايران، درگير مبارزهاى بىامان با تمامى مظاهر كفر و شرك و نفاق و عوامل داخلىشان هستند، اما در دل تك تك مومنان، لحظه لحظه و روز به روز نهال اميد بارور مىشود و شكوفههاى صبر و استقامت و تلاش مىدهد ... آرى، غنچه سربسته انتظار در شرف باز شدن است ... اما آيا ما را نصيبى از اين شكوفهها هست و آيا عطرى از اين غنچه سربسته احساس مىكنيم؟ هر يك از ما در جايگاه اجتماعى، اقتصادى، سياسى، و خصوصا فرهنگى خود، آيا تلاش بايسته در گسترش روحيه اميد وانتظار داريم؟ آيا عرصههاى مختلف فعاليت در اين سرزمين شهيدان، و در اين بزرگترين محل اتكاى قلب و روح عدالت جويان و حقطلبان عالم، توانستهاند منتشر كننده عطر و بوى خوش آن منجى قريب الظهور باشند؟
از ديگران بگذريم و به خود بپردازيم. آيا فضاى فرهنگى و هنرى اين كشور، با متوليان ريز و درشتش و با وجود اين همه شعار و فرياد توسعه فرهنگى و اولويت فرهنگى و ... توانسته هرچند اندك، سهمى از باوراندن اين اميد و اين انتظار مقدس و حياتبخش، به دلهاى مردد و قلبهاى تشنه و سرگشته، داشته باشد؟ دريغ كه همه آن شعارها جز الفاظى پوچ و تهى نبودند و جز به كار خريدن آراء و دستيابى به قدرت نيامدند. بايد گفت اين متوليان فرهنگى غالبا خود حجابى هستند ضخيم، كه راه نور را بر قلوب تشنگان مىبندند.
و حكايتسينما در اين ديار و از اين منظر، خود حكايتى تلختر است. بگذار بگويم كه در سينماى ما، مدتهاست كه چندان بويى از خدا نيز به مشام نمىرسد الا قليل، و حال آنكه تمام هستى مظهر خداست. طرفه حكايتى است كه سينما اين كاملترين هنرى كه با مشهودات و محسوسات سروكار دارد، و گاهى سختبه زندگى واقعى شباهت مىيابد، اما نتوانسته (يا نخواسته؟) خدا را در وراى تمام اين صحنهها و حركات و حوادث و داستانها به مخاطب بنماياند ... و از سينمايى كه چنين ضعيف و ناتوان است، چگونه مىتوان توقع داشت كه بويى از امام عصر، عليهالسلام، از آن استشمام شود و روح و معناى انتظار برآن سيطره داشته باشد؟
همه، خصوصا اصحاب هنر بايد بدانند كه وظيفه طرح و نشر ايمان، اعتقاد، اخلاق، ايثار و اميد تنها بر دوش سينماى جنگ و سينماى دينى نيست. بلكه هر سبك و ژانرى در سينما- اعم از تاريخى، پليسى، اجتماعى، سياسى، خانوادگى، كودك و نوجوان و حتى كمدى- مىتواند، و بايد، كه مبشر و مبلغ ايمان و اخلاق و اميد باشد.
بنابر همين اصل، طرح موضوع صاحب الزمان، عجلالله تعالىفرجه، و نشر مفهوم انتظار را نبايد فقط از سينماى جنگ و سينماى تاريخ صدر اسلام انتظار داشت.
عليرغم همه اينها، در دو سال گذشته در اثر تلاش بىوقفه و خستگىناپذير متوليان فرهنگ و ارشاد كشور، چراغ سينماى جنگ و سينماى دينى در اين سرزمين رو به افول و خاموشى است و در مقابل سينماى افسار گسيخته خشونت و خانواده ستيزى و فمينيستى، و نيز سينماى جوانى و عشق و حال، با شتابى چشمگير و با استفاده از تمامى اهرمهاى تشويقى و حمايتى و قانونى رو به توسعه و گسترش دارد يعنى بجاى آنكه بتدريجسياستهاى فرهنگى به سمتى سوق داده شود كه طرح مباحث اصيل و ارزشى و در راس آنها، مفهوم ولايت از حيطه محدود سينماى جنگ و سينماى دينى به كليتسينماى خانوادگى ما گسترش يابد، بر عكس آقايان كارى كردهاند كه سينماى موسوم به خانوادگى و اجتماعى يكسره تحتسلطه ضد ارزشها قرار گيرد و سبك وژانر سينماى جنگ و دفاع مقدس-