ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٧ - ولايت و عبادت
ولايت و عبادت
رضا بابايى
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ. بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ. فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ. يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ. فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ.[١]
دو دريا را [به گونهاى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند. ميان آن دو، حد فاصلى است كه از هم عبور نكنند. پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان منكريد؟ از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد. پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟
اگر ميان دو درياى سوره الرحمن، برزخى است كه به هماغوشى آنها رشك مىبرد و اختلاط و اتحاد آن دو را بر نمىتابد، نماز و ولايت آن چنان اقيانوسهايى هستند كه چون برگهاى گل در هم تنيدهاند و چون دو مصراع يك شعر وامدار يكديگرند.
آن دو دريا، نه آسمان و زمين، و نه درياى روم و هند، و نه دنيا و عقبا، و نه زندگى و مرگ، و نه درياى فارس و درياى روم، و نه درياى شيرين و درياى شور، كه هر زلالى است كه با زلالى ديگر درآميزد. چونان على، عليهالسلام، كه رهاورد همسرى و همسفرى او با زهرا، سلاماللهعليها، مرواريد حسن و ياقوت حسين بود.[٢] و چونان تلاقى ولايت و عبادت كه هزار هزار طبق اسرار و آسمان آسمان خورشيد حقيقت و ستاره معرفت پيش روى هر بينا دلى نهاد. ولايت پيشگى را جز به بهاى سجده و ركوع نتوان خريد و سجاده عبادت را جز به مى ولايت، رنگين نبايست كرد:
|
به مى سجاده رنگين كن، گرت پير مغان گويد |
كه سالك بى خبر نبود ز راه و رسم منزلها |