ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠١ - غدير، جارى در همه اعصار
غدير، جارى در همه اعصار
سخنرانى امام راحل، قدس سره، به مناسبت عيد غدير
اميدوارم انشاءالله اين عيد مبارك به همه ملتهاى مظلوم و بخصوص به ملتشريف ما مبارك باشد. خداوند انشاءالله كه با عنايات خاصه خود نظرى به اين ملتبزرگ كه بايد گفت پرچمدار اسلام در اين عصر هستند، به اينها عنايتخاصى بفرمايد و آنها را از عنايات خاصه خود نصيب بزرگ عنايتبفرمايد.
من درباره شخصيتحضرت امير چه مىتوانم بگويم و كى چه مىتواند بگويد؟! ابعاد مختلفهاى كه اين شخصيتبزرگ دارد، به گفتگوى ماها و به سنجش بشرى در نمىآيد. كسى كه انسان كامل است و مظهر اسماء و صفات حقتعالى است، ابعادش به حسب اسماء حقتعالى بايد هزار تا باشد و ما از عهده بيان حتى يكىاش نمىتوانيم برآييم. اين شخصيت كه جامع تضاد است، امور متضاد در او جمع است، كسى نمىتواند در حول و حوش او سخن بگويد، از اين جهت من در اين موضوع بهتر مىدانم كه ساكتباشم. لكن مسالهاى را كه بهتر است ما بگوييم، انحرافاتى است كه براى ملتها و خصوصا براى شيعيان اين حضرت پيش آمده است. در طول تاريخ دستهايى كه اين انحرافات را از اول به وجود آوردهاند و توطئههايى كه بوده است در طول تاريخ و اخيرا در اين سالهاى اخير، سدههاى اخير پيش آمده است، آنها را عرض كنم.
مساله غدير، مسالهاى نيست كه بنفسه براى حضرت امير يك مسالهاى پيش بياورد، حضرت امير مساله غدير را ايجاد كرده است. آن وجود شريف كه منبع همه جهات بوده است، موجب اين شده است كه غدير پيش بيايد. غدير براى ايشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش، غدير آمده است. خداى تبارك و تعالى كه ملاحظه فرموده است كه در بشر بعد از رسولالله كسى نيست كه بتواند عدالت را به آن طورى كه بايد انجام بدهد، آن طورى كه دلخواه است انجام بدهد، مامور مىكند رسولالله را كه اين شخص را كه قدرت اين معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ايجاد كند و يك حكومت الهى داشته باشد، اين را نصب كن. نصب حضرت امير به خلافت اين طور نيست كه از مقامات معنوى حضرت باشد، مقامات معنوى حضرت و مقامات جامع او اين است كه غدير پيدا بشود و اينكه روايات ما و از آن زمان تا حالا اين غدير را آن قدر از آن تجليل كردهاند، نه از باب اينكه حكومتيك مسالهاى است، حكومت آن است كه حضرت امير به ابن عباس مىگويد كه «به قدر اين كفش بىقيمت هم پيش من نيست»، آنكه هست اقامه عدل است. آن چيزى كه حضرت امير، سلاماللهعليه، و اولاد او مىتوانستند در صورتى كه فرصتبه آنها بدهند، اقامه عدل را به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى رضا دارد انجام بدهند، اينها هستند لكن فرصت نيافتند. زنده نگه داشتن اين عيد نه براى اين است كه چراغانى بشود و قصيدهخوانى بشود و مداحى بشود، اينها خوب است، اما مساله اين نيست. مساله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم، به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در