ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٨ - پيام آخرين غدير
پيام آخرين غدير
خطابه بلند «محمد» كه سلام ودرود پاك خداوند بر او باد، در گرماگرم غدير، سرودهاى آسمانى بود كه واسپس قرنهاى دراز دورى و دلتنگى، آهنگ گوشنواز آن در همه عوالم هستى طنين افكنده است.
كران تا كران باديه و گرداگرد غدير را انبوه زايران كوى دوست پوشانده بود، منبرى از جهاز اشتران بر پا شد و سكوتى بر تمامى صحرا سايه افكند، و همگان حيران، گوش و چشم به بلنداى منبر داشتند و محمد، كه همگان را به نام خداى كعبه، خداى آسمان و خداى زمين مىخواند و دعوتى بزرگ به سوى همه پرهيزكارى و تقوى ...
تشبيب قصيده بلند غدير كه به آنهارسيد صداى محمد رساتر از هر زمان در باديه پيچيد:
من كنت مولاه فهذا على مولاه
همه چيز گفته شده بود. همه آنچه كه بود و همه آنچه كه بر كاروان بزرگ مسلمين در آن برهه از تاريخ مىرفت و اينك گوشها نيوشاى كلامى مىشد براى روزهايى كه در پيش بود، سالها و قرنهايى كه زمين بى» محمد «، صلى الله عليه وآله وسلم، بناگزير سپرى مىساخت.
و آنك اين محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، بود كه از آيندهاى دور مىگفت:
اى مردم! به خدا و پيامبرش باور آريد و به نورى كه به او نازل شده ايمان آوريد، پيش از آنكه خشم خداى شما را فرو گيرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.
اى مردم! اين نور از جانب حق تعالى در من سرشته شده و بعد از آن در طينت على و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه كه نوبت به امام قائم، مهدى رسد و اوست كه سرانجام حق خدا و حقوق ما را باز خواهد ستاند؛ كه خداوند، عزّ و جلّ، ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصيتكاران و ستمگران حجت قرار داده است.
گوشها و دلها همچنان در گيرودار درك اين معنى از هستى بود كه فرازى ديگر چون نور از بلنداى منبر به گوش رسيد:
اى مردم! من منذر و ترسانندهام و على، هادى و رهنماست.
اى مردم! من، پيامبرم و على، وصى من است.
اى مردم! آخرين امام ما همان امام قائم «مهدى» است.
اوست، يارىكننده دين خدا.
اوست، انتقامگيرنده از ستمكاران.
اوست، گشاينده دژهاى استوار و ويرانگر قلاع مستحكم.
اوست، ستاننده كين و منتقم خونهاى به ناحق ريخته اولياى خدا.
اوست، حامى دين حق.
اوست، جرعهنوش درياى ژرف حقايق و معانى.
اوست، معرّف هر صاحب فضيلت و هر نادان بىفضيلت.
اوست، برگزيده خداوند و منتخب پروردگار عالم.
اوست، وارث همه دانشها و محيط به همه علوم.
اوست، خبردهنده شؤون خداوند و مراتب ايمان.
اوست، رشيد و رهسپار صراط مستقيم.
اوست، آن كس كه امور خلايق به او واگذار شده است.
اوست، آن كس كه همه پيشينيان به ظهور وى بشارت دادهاند.
اوست، حجت پايدار خداوند كه حجت ديگرى بعد از او نيست؛ زيرا حقى نيست كه با او نيست و نورى نه كه در او نباشد.
اوست، آنكس كه پيروزى بر او ميسر نيست و كسى را در برابر او، نصرت نتوان كرد.
اوست ولى خدا در گستره زمين و قدرت حق در ميان خلايق، و امين در پيدا و پنهان پروردگار.
ديگر همه چيز گفته شده بود، همه دين به كمال رسيده بود و محمد آرام از فراز جهاز اشتران فرود آمد تا شاهد هميشه حضور امتى باشد كه حجت بر وى تمام آمده بود.